
کنفرانس بین المللی اهواز در بروکسل: پررنگ شدن جایگاه اهواز در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه است
گزارش تحلیلی ویژه :
برگزاری «کنفرانس ملی اهواز» در ۱۸ آوریل ۲۰۲۶ در بروکسل توسط تشکیلات اجرایی دولت اهوار برگزارشد این کنفرانس را نمیتوان صرفاً یک رویداد سالانه یا نمادین دانست؛ این کنفرانس در واقع بخشی از یک راهبرد گستردهتر برای بازتعریف جایگاه مسئله اهواز در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه است. همزمانی این نشست با سالگرد ۱۹۲۵، نشان میدهد که برگزارکنندگان در پی تثبیت یک روایت تاریخی مشخص و تبدیل آن به مبنای مطالبهگری سیاسی در سطح منطقهای و بینالمللی هستند.
یکی از مهمترین محورهای این کنفرانس، تأکید بر «هویت عربی اهواز» و بازخوانی سال ۱۹۲۵ بهعنوان نقطه آغاز «اشغال» بود. این رویکرد، در چارچوب سیاستهای هویتی، تلاشی است از سوی تشکیلات اجرایی دولت اهوار برای تاکید بر هویت اهواز براساس مستندات و واقعیات تاریخی .
در واقع، این کنفرانس میکوشد مسئله اهواز را از یک موضوع داخلی در جغرافیای ایران، به یک «مسئله ملی-منطقهای» ارتقا دهد؛ تغییری که در صورت موفقیت، میتواند زمینهساز ورود بازیگران خارجی و نهادهای بینالمللی به این پرونده شود چرا که از لحاظ موقعیت استراتژیک اهواز می تواند تاثیرات بسیاری در ایجاد امنیت منطقه بگذارد.
حضور شخصیتهای عربی و بینالمللی در این نشست، نشاندهنده ورود به فاز «دیپلماسی فعال» است. تأکید بر ضرورت بهرسمیتشناختن دولت اهواز و درخواست عضویت در اتحادیه عرب، نشان میدهد که برگزارکنندگان صرفاً به بیان مطالبات بسنده نکردهاند، بلکه در حال طراحی یک مسیر سیاسی مشخص هستند.
راهبردی که در این کنفرانس ترسیم شده، بر یک منطق دوگانه اما مکمل استوار است؛ منطقـی که تلاش میکند همزمان در دو سطح «منطقهای» و «بینالمللی» عمل کند و از این طریق، وزن سیاسی مسئله اهواز را افزایش دهد.
نخستین محور این راهبرد، تمرکز بر شخصیت های تاثیرگذار ملت های عربی در منطقه بهعنوان نقطه آغاز مشروعیتسازی سیاسی است. در این چارچوب، هدف صرفاً جلب حمایت نمادین نیست، بلکه ایجاد یک «بلوک سیاسی همسو» در جهان عرب است که بتواند در سطوح رسمی و رسانهای از این پرونده حمایت کند.
عملکرد کنفرانس بین المللی اهواز شامل چند ابزار کلیدی است که توسط تشکیلات اجرایی دوبت اهواز دنبال می شود، برقراری ارتباط با نخبگان سیاسی، نمایندگان پارلمان و مراکز تصمیمسازی، استفاده از رسانههای عربی برای شکلدهی به افکار عمومی و ایجاد پیوند میان مسئله اهواز و دغدغههای مشترک جهان عرب، مانند امنیت منطقه و هویت عربی.
در واقع، این مرحله بهنوعی «پیشنیاز» ورود به سطح بینالمللی است؛ زیرا بدون حداقلی از اجماع یا حمایت منطقهای، طرح یک پرونده در سطح جهانی با دشواریهای جدی مواجه میشود.
محور دوم، تلاش برای انتقال مسئله از چارچوب محدود منطقهای به ساختارهای رسمی بینالمللی است. این فرآیند، که به «بینالمللیسازی» شناخته میشود، یکی از مهمترین ابزارهای بازیگران غیردولتی یا شبهدولتی برای افزایش نفوذ سیاسی است.
در این کنفرانس همواره چند هدف کلیدی دنبال میشود
- طرح مسئله اهواز در نهادهای بینالمللی مانند سازمانهای حقوق بشری و مجامع چندجانبه
- تبدیل یک مطالبه سیاسی به «گفتمان حقوقی» بر پایه حقوق بشر و حق تعیین سرنوشت
- جلب حمایت اثرگذاران فرامنطقهای و قدرتهای تأثیرگذار
بینالمللیسازی، اگرچه فرآیندی زمانبر است، اما میتواند باعث شود یک موضوع از سطح «اختلاف داخلی» به سطح «مسئله قابل بررسی در نظام بینالملل» ارتقا یابد.
نکته کلیدی اهمیت این کنفرانس این است که این راهبرد، نه صرفاً وجود این دو محور، بلکه تداوم ست. اثرگذاری منطقهای، زمینهساز مشروعیت اولیه و حمایت سیاسی است، در حالیکه بینالمللیسازی، این حمایت را به اهرم فشار در سطح جهانی تبدیل میکند.
این همان چیزی است که در ادبیات سیاسی بهعنوان «دیپلماسی شبکهای» شناخته میشود؛ مدلی که در آن، برگزارکنندگان کنفرانس بین المللی اهواز تلاش میکنند از طریق ایجاد شبکهای از حمایتها—شامل دولتها، نهادهای مدنی، رسانهها و سازمانهای بینالمللی—قدرت چانهزنی خود را افزایش دهند.
این راهبرد، نشاندهنده عبور از رویکردهای صرفاً اعتراضی به سمت یک مدل کنشگری ساختارمند و چندلایه است. در این مدل، نهتنها بیان مطالبات اهمیت دارد، بلکه نحوه ارائه، شبکهسازی و تبدیل آن به مطالبهای قابل پیگیری در سطوح مختلف سیاسی نیز تعیینکننده است.



