
محکومیت حملات به امارات متحده عربی از سوی هند را باید در چارچوب یک بحران گستردهتر در خلیج و تشدید تقابلهای منطقهای تحلیل کرد؛ بحرانی که طی ماههای اخیر با موجی از حملات موشکی و پهپادی منسوب بهحکومت تهران علیه امارات وارد مرحلهای جدید شده است. وزارت خارجه هند با اشاره به حمله پهپادی به منطقه صنعتی فجیره—که به زخمی شدن سه شهروند هندی انجامید—این اقدام را «غیرقابل قبول» توصیف کرده و خواستار توقف فوری آن شده است. این واکنش، در ظاهر یک موضعگیری انسانی و دیپلماتیک است، اما در واقع بازتاب نگرانیهای عمیقتر دهلینو نسبت به امنیت منطقه و منافع حیاتی خود است.
در ماههای اخیر، امارات به یکی از اصلیترین اهداف حملات تبدیل شده و بنا بر گزارشهای منتشرشده، صدها موشک بالستیک، دهها موشک کروز و هزاران پهپاد به سمت این کشور شلیک شده است. هرچند بخش عمده این حملات توسط سامانههای پدافندی رهگیری شده، اما وقوع چند اصابت محدود به زیرساختهای صنعتی و نفتی—از جمله در فجیره و ابوظبی—نشان داده که این کشور عملاً در معرض یک فشار نظامی مستمر قرار دارد. چنین وضعیتی، امارات را از یک «جزیره ثبات اقتصادی» به یکی از خطوط مقدم تنش در خلیج تبدیل کرده است.
اهمیت فجیره در این میان دوچندان است؛ این منطقه یکی از گرههای کلیدی در صادرات و ذخیرهسازی نفت خارج از تنگه هرمز محسوب میشود. هدف قرار گرفتن این نقطه، نهتنها یک حمله تاکتیکی، بلکه پیامی راهبردی درباره آسیبپذیری زیرساختهای انرژی در منطقه است. به همین دلیل، تأکید هند بر «عدم هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی» را باید در چارچوب نگرانی از اختلال در زنجیره جهانی انرژی و تجارت تحلیل کرد.
برای هند، این بحران ابعاد مستقیمی دارد. امارات یکی از بزرگترین شرکای تجاری دهلینو و محل زندگی و کار صدها هزار شهروند هندی است. زخمی شدن اتباع هندی در این حمله، این بحران را از سطح یک موضوع خارجی به یک مسئله داخلی برای هند تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، دهلینو ناگزیر است موضعی صریحتر اتخاذ کند؛ موضعی که هم جنبه حمایتی از شهروندان خود دارد و هم پیامی به بازیگران درگیر برای جلوگیری از گسترش تنشها.
این محکومیت نشاندهنده تغییر تدریجی در ماهیت بحران خلیج است. حملات مکرر—حتی با نرخ رهگیری بالا—توانستهاند یک «ناامنی پایدار» ایجاد کنند؛ وضعیتی که در آن، حتی بدون تخریب گسترده، فضای روانی، اقتصادی و سرمایهگذاری تحت تأثیر قرار میگیرد. امارات با وجود برخورداری از سامانههای دفاعی پیشرفته، اکنون در معرض یک جنگ فرسایشی قرار گرفته که هدف آن افزایش هزینههای دفاعی و ایجاد فشار مداوم است.
، واکنش هند را باید بخشی از یک روند بزرگتر دانست؛ روندی که در آن، قدرتهای اقتصادی آسیایی دیگر نمیتوانند نسبت به تحولات خلیج بیتفاوت بمانند. ادامه حملات به زیرساختهای حیاتی، نهتنها امنیت منطقه، بلکه ثبات بازار انرژی و تجارت جهانی را تهدید میکند. از این رو، موضعگیری دهلینو را میتوان هشداری دیپلماتیک تلقی کرد: تداوم این مسیر، دامنه بحران را از یک درگیری منطقهای فراتر خواهد برد و بازیگران بیشتری را به میدان واکنش خواهد کشاند.



