گرانی نان و فروپاشی معیشت مردم؛ هزینه سیاستهای سلطهجویانه حکومت تهران را شهروندان میپردازند
در حالی که مقامهای صنفی حکومت تهران تلاش میکنند خبر افزایش قیمت نان را تکذیب کنند، واقعیت بازار و سفره مردم چیز دیگری را نشان میدهد. طی روزهای اخیر، انتشار نرخهای جدید نان در شهرهای مختلف و افزایش محسوس قیمت کالاهای اساسی، بار دیگر بحران معیشتی در جغرافیای ایران را به مرکز توجه افکار عمومی بازگردانده است؛ بحرانی که بسیاری از کارشناسان، ریشه اصلی آن را در سیاستهای سلطهجویانه، نظامیگری منطقهای و هزینههای سنگین حکومت تهران در خارج از مرزها میدانند.
محمدجواد کرمی، رئیس کارگروه آرد و نان اتاق اصناف ایران، اعلام کرده نرخهای جدید منتشرشده برای نان «اشتباه» است و هنوز قیمت تازهای بهطور رسمی تصویب نشده؛ اما تنها چند روز پیش، رییس اتحادیه نانوایان همدان قیمتهای جدیدی برای انواع نان اعلام کرده بود. این تناقضها در حالی رخ میدهد که مردم در شهرهای مختلف، از جمله اهواز، افزایش روزانه قیمت نان و دیگر اقلام خوراکی را بهصورت مستقیم لمس میکنند.
بر اساس آمارهای رسمی، تورم مواد غذایی در ایران به سطحی بیسابقه رسیده است. افزایش ۳۷۵ درصدی قیمت روغن جامد، بیش از ۳۰۰ درصدی روغن مایع و جهش قیمت برنج خارجی، تنها بخشی از بحران گستردهای است که زندگی میلیونها خانواده را تحت فشار قرار داده است. در چنین شرایطی، نان که اصلیترین کالای مصرفی اقشار کمدرآمد محسوب میشود نیز وارد چرخه گرانی شده و نگرانیها درباره تشدید فقر و سوءتغذیه را افزایش داده است.
بخش بزرگی از این بحران، نتیجه مستقیم سیاستهای حکومت تهران در حوزه نظامی و منطقهای است. طی سالهای گذشته، میلیاردها دلار از منابع اقتصادی کشور صرف پروژههای نظامی، توسعه برنامه موشکی، حمایت از گروههای نیابتی و مداخلات منطقهای در خلیج و خاورمیانه شده است؛ در حالی که زیرساختهای اقتصادی و معیشتی مردم بهتدریج فرسوده شدهاند.
جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی نیز فشار اقتصادی را چند برابر کرده است. کاهش تجارت، بحران ارزی، اختلال در واردات کالاهای اساسی و افزایش هزینههای امنیتی باعث شده موج تازهای از تورم به بازار ایران وارد شود. در این میان، اقشار ضعیف و کارگران بیشترین آسیب را متحمل شدهاند؛ مردمی که هر روز شاهد کوچکتر شدن سفرههای خود هستند.
اهواز و شهرهای جنوب جغرافیای ایران، با وجود قرار داشتن بر منابع عظیم نفت و گاز خلیج، از جمله مناطقی هستند که بیشترین فشار معیشتی را تحمل میکنند. نرخ بالای بیکاری، فقر، کمبود خدمات و افزایش قیمت مواد غذایی، باعث شده نارضایتی عمومی در این منطقه رو به گسترش باشد. بسیاری از شهروندان اهوازی معتقدند درآمدهای نفتی بهجای توسعه زندگی مردم منطقه، صرف سیاستهای خارجی و پروژههای امنیتی حکومت تهران شده است.
از سوی دیگر، نانوایان نیز از وضعیت موجود ناراضیاند. آنها میگویند یارانهها بهدرستی تخصیص داده نمیشود و هزینههای تولید، اجاره، دستمزد و انرژی بهطور مداوم افزایش یافته است. در چنین شرایطی، حتی اگر حکومت تهران بهصورت رسمی افزایش قیمت نان را اعلام نکند، بازار عملاً مسیر گرانی را طی میکند و فشار آن مستقیماً بر دوش مردم قرار میگیرد.
کارشناسان هشدار میدهند ادامه این روند میتواند شکاف اجتماعی و اقتصادی را عمیقتر کند. در حالی که حکومت تهران همچنان بخش بزرگی از منابع کشور را صرف رقابتهای منطقهای، پروژههای نظامی و سیاستهای سلطهجویانه در خلیج میکند، میلیونها شهروند ایرانی برای تامین ابتداییترین نیازهای روزمره خود با بحران روبهرو هستند؛ وضعیتی که بیش از هر زمان دیگری فاصله میان اولویتهای حکومت و مطالبات واقعی مردم را آشکار کرده است.



