چگونه حکومت تهران خلیج را به «زندان شناور» برای هزاران ملوان تبدیل کرد؟
بحران کنونی در تنگه هرمز دیگر تنها یک تنش نظامی یا سیاسی میان حکومت تهران و United States نیست؛ بلکه به یک فاجعه انسانی برای هزاران ملوان و خدمه کشتیهای تجاری تبدیل شده است. گزارش منتشرشده از سوی واینت تصویری از یک وضعیت کمسابقه ارائه میدهد؛ جایی که بیش از ۲۰ هزار ملوان، در میان صدها کشتی سرگردان، در شرایطی شبیه «زندان شناور» گرفتار شدهاند. در مرکز این بحران، نام حکومت تهران قرار دارد؛ حکومتی که با تبدیل تنگه هرمز به ابزار فشار سیاسی و نظامی، عملاً امنیت دریانوردی و جان غیرنظامیان را به گروگان گرفته است.
طبق این گزارش، بیش از ۸۰۰ کشتی برای هفتهها در خلیج متوقف ماندهاند؛ بدون امکان خروج، بدون دسترسی کافی به آب، غذا و دارو و در شرایطی که پهپادها و تهدیدهای نظامی دائماً بر فراز آنها در گردش است. ملوانانی از کشورهای مختلف—از بنگلادش تا هند—اکنون نهتنها درگیر ترس از حملات موشکی و پهپادی هستند، بلکه با بحران انسانی ناشی از کمبود امکانات اولیه نیز دستوپنجه نرم میکنند.
یکی از مهمترین نکات این بحران، نقش مستقیم حکومت تهران در ایجاد فضای ناامن در تنگه هرمز است. گزارشها نشان میدهد نیروهای وابسته به این حکومت، با تهدید کشتیها و اعلام «قرمز بودن» مسیر عبور، عملاً تردد دریایی را فلج کردهاند. در چنین شرایطی، تنگه هرمز—که یکی از حیاتیترین شریانهای تجارت و انرژی جهان است—از یک گذرگاه بینالمللی به منطقهای نظامی و پرخطر تبدیل شده است.
بر اساس دادههای سازمان بینالمللی دریانوردی، در جریان این تنشها بیش از ۳۰ کشتی هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتهاند و دستکم ۱۰ ملوان جان خود را از دست دادهاند. این آمار نشان میدهد بحران موجود تنها یک «اختلال امنیتی» نیست، بلکه مستقیماً جان انسانهای غیرنظامی را تهدید میکند. ملوانانی که هیچ نقشی در درگیریهای سیاسی ندارند، اکنون قربانی راهبردی شدهاند که حکومت تهران برای فشار بر منطقه و جهان در پیش گرفته است.
حکومت تهران سالهاست که از تنگه هرمز بهعنوان ابزار چانهزنی سیاسی استفاده میکند. اما آنچه امروز رخ میدهد، عبور از سطح تهدید و ورود به مرحلهای است که در آن، امنیت دریایی عملاً به گروگان گرفته شده است. توقف کشتیها، ایجاد صفهای طولانی، تهدید به حمله و حتی روایتهایی درباره لزوم پرداخت پول به نیروهای وابسته به سپاه برای عبور، همگی نشاندهنده شکلگیری نوعی «اقتصاد بحران» در دل این تنشهاست.
در این میان، بیشترین آسیب متوجه ملوانان و خدمه کشتیهاست؛ افرادی که هفتهها در شرایط نامعلوم باقی ماندهاند. روایت ملوانانی که از پایان داروهای حیاتی، نبود آب آشامیدنی و تماشای سوختن کشتیهای مجاور سخن میگویند، نشان میدهد بحران از سطح سیاسی عبور کرده و به یک فاجعه انسانی تبدیل شده است.
همزمان، حکومت تهران در حالی آمریکا را به نقض آتشبس متهم میکند که ادامه محاصره عملی تنگه و تهدید کشتیها، عملاً نشانه تداوم سیاست تنشآفرینی است. حتی زمانی که رسانههای حکومتی از «بازگشت شرایط به حالت عادی» سخن میگویند، صدها کشتی همچنان در خلیج سرگرداناند و هزاران ملوان در انتظار تصمیم نیروهای نظامی ایران باقی ماندهاند.
آنچه امروز در تنگه هرمز جریان دارد، تنها یک بحران منطقهای نیست؛ بلکه نمونهای از تبدیل یک گذرگاه بینالمللی به ابزار فشار سیاسی است. حکومت تهران با نظامیسازی خلیج و ایجاد فضای دائمی تهدید، نهفقط اقتصاد جهانی، بلکه جان هزاران ملوان بیدفاع را نیز در معرض خطر قرار داده است. به همین دلیل، بسیاری از ناظران معتقدند آنچه اکنون در هرمز دیده میشود، بیش از هر چیز، نتیجه مستقیم سیاستی است که امنیت و انسان را قربانی اهداف سیاسی و نظامی کرده است.



