اخباراخبار ايرانبین المللمقالات

چرا پاکستان میانجی تنش میان حکومت تهران و آمریکا شده است؟

در بحبوحه تنش‌های فزاینده میان حکومت تهران و ایالات متحده، پاکستان به‌عنوان میانجی‌گر کلیدی ظاهر شده است؛ نقشی که به‌ویژه پس از آغاز درگیری‌های نظامی از اواخر فوریه ۲۰۲۶ برجسته‌تر شد. اسلام‌آباد در این روند، نه‌تنها پیام‌های دو طرف را منتقل می‌کند، بلکه میزبان دیدارها و رایزنی‌های منطقه‌ای برای کاهش تنش نیز بوده است.

در پی حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، منطقه شاهد درگیری‌هایی گسترده شامل حملات موشکی و پهپادی، آسیب به زیرساخت‌های انرژی و حتی اختلال در مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز بود. این بحران حدود هفت هفته ادامه یافت تا اینکه در ۸ آوریل ۲۰۲۶ آتش‌بسی شکننده برقرار شد؛ آتش‌بسی که اکنون موضوع تمدید یا تبدیل آن به توافقی پایدار در مذاکرات است.

در چنین شرایطی، پاکستان با بهره‌گیری از روابط دیرینه خود با ایران و همزمان ارتباطات فعال با دولت آمریکا، به یک کانال ارتباطی مهم تبدیل شد. مقامات این کشور، از جمله نخست‌وزیر شهباز شریف و فرمانده ارتش، در انتقال پیام‌ها و پیشنهادهایی مانند محدودسازی برنامه هسته‌ای، کنترل موشکی و کاهش تحریم‌ها نقش داشته‌اند.

پاکستان تنها به انتقال پیام‌ها اکتفا نکرده، بلکه با میزبانی نشست‌های دیپلماتیک و پیشنهاد برگزاری مذاکرات مستقیم، نقش فعال‌تری در روند صلح ایفا کرده است. حضور وزرای خارجه کشورهای منطقه در اسلام‌آباد و تلاش برای فراهم کردن بستر گفت‌وگو، نشان‌دهنده تلاش این کشور برای تبدیل شدن به محور دیپلماسی منطقه‌ای است.

یکی از انگیزه‌های اصلی پاکستان، افزایش اعتبار بین‌المللی است. ایفای نقش میانجی در یک بحران بزرگ، می‌تواند جایگاه این کشور را به‌عنوان «تثبیت‌کننده صلح» ارتقا دهد و توجه جهانی را به سمت اسلام‌آباد جلب کند. این موضوع در نهایت می‌تواند به جذب سرمایه‌گذاری خارجی و بهبود وضعیت اقتصادی پاکستان کمک کند.

از منظر اقتصادی نیز، پایان جنگ و بازگشت ثبات به مسیرهای انرژی، به‌ویژه تنگه هرمز، برای پاکستان حیاتی است. اقتصاد این کشور به‌شدت به واردات انرژی از خاورمیانه وابسته است و هرگونه اختلال در این مسیرها، فشار مضاعفی بر اقتصاد آن وارد می‌کند.

در این بحران، گزینه‌های ایران برای میانجیگری محدود شده است. کشورهایی مانند عمان و قطر که در گذشته نقش واسطه را ایفا می‌کردند، در پی تحولات اخیر و افزایش تنش‌ها، دیگر در موقعیت بی‌طرف قبلی قرار ندارند.

در نتیجه، پاکستان به‌عنوان یکی از معدود کشورهایی که هم با تهران و هم با واشنگتن ارتباط دارد، به یک گزینه قابل اتکا تبدیل شده است؛ کشوری که به دلیل همسایگی، پیوندهای فرهنگی و استقلال نسبی در سیاست خارجی، از دید تهران نیز قابل پذیرش‌تر است.

یکی از مهم‌ترین دلایل پنهان اما حیاتی میانجیگری پاکستان، جلوگیری از گسترش جنگ است. این کشور دارای توافقات دفاعی با عربستان سعودی است و در صورت ورود مستقیم عربستان به جنگ، ممکن است ناچار به همراهی شود.

با توجه به مرز طولانی پاکستان با ایران، چنین سناریویی می‌تواند برای اسلام‌آباد بسیار پرهزینه و حتی خطرناک باشد. از این رو، پاکستان با میانجیگری فعال تلاش می‌کند از فعال شدن کامل این پیمان و کشیده شدن خود به جنگ جلوگیری کند.

با وجود موفقیت نسبی در ایجاد آتش‌بس، مسیر مذاکرات همچنان با چالش‌هایی مانند بی‌اعتمادی عمیق، اختلاف بر سر شروط و فشارهای سیاسی مواجه است. برخی نشانه‌ها نیز از تردید طرف‌ها نسبت به نیت یکدیگر حکایت دارد.

با این حال، پاکستان با تداوم رایزنی‌ها و حمایت برخی بازیگران بین‌المللی، تلاش دارد روند دیپلماسی را زنده نگه دارد و از فروپاشی کامل مذاکرات جلوگیری کند.

میانجیگری پاکستان را می‌توان نتیجه تلاقی چند عامل کلیدی دانست:

  • تلاش برای افزایش جایگاه بین‌المللی
  • نیاز به ثبات اقتصادی و انرژی
  • جلوگیری از درگیری نظامی پرهزینه
  • و بهره‌برداری از خلأ میانجی‌های منطقه‌ای

در نهایت، موفقیت این نقش می‌تواند پاکستان را به یکی از بازیگران اصلی دیپلماسی منطقه تبدیل کند؛ اما در صورت شکست، این کشور با ریسک‌های امنیتی و اقتصادی جدی مواجه خواهد شد.

سعیده بندر

موضوعات ذات صلة

دکمه بازگشت به بالا