اخباراخبار ايرانبین الملل

پیام صریح رئیس موساد: تقابل با حکومت تهران فراتر از جنگ است

تل‌آویو – اظهارات اخیر دیوید بارنئا، رئیس سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل (موساد)، بار دیگر نشان داد که نگاه تل‌آویو به تقابل با حکومت تهران، صرفاً در چارچوب یک درگیری نظامی کوتاه‌مدت تعریف نمی‌شود، بلکه بخشی از یک راهبرد کلان و بلندمدت برای تغییر موازنه قدرت در منطقه است.

بارنئا در پیامی صریح تأکید کرد که مأموریت موساد تنها با پایان درگیری‌های نظامی یا کاهش تنش‌ها خاتمه نخواهد یافت، بلکه این تقابل تا «تغییر رژیم افراطی در ایران» ادامه خواهد داشت. این موضع‌گیری، فراتر از ادبیات رایج دیپلماتیک، نشان‌دهنده عبور اسرائیل از فاز مهار به سمت فاز تغییر راهبردی در قبال حکومت تهران است.

اظهارات رئیس موساد را می‌توان در چارچوب تحول دکترین امنیتی اسرائیل تحلیل کرد؛ جایی که دیگر صرفاً حملات محدود، عملیات‌های سایبری یا اقدامات بازدارنده کافی تلقی نمی‌شود. به‌گفته بارنئا، این رویارویی «یک مسیر بلندمدت» است؛ عبارتی که نشان می‌دهد اسرائیل در حال طراحی یک استراتژی چندلایه شامل فشارهای اطلاعاتی، امنیتی، اقتصادی و حتی سیاسی برای فرسایش ساختار قدرت در تهران است.

در این چارچوب، عملیات‌های مقطعی – از جمله حملات هدفمند یا اقدامات اطلاعاتی – نه به‌عنوان پایان، بلکه به‌عنوان بخشی از یک روند پیوسته تعریف می‌شوند. به بیان دیگر، جنگ نظامی تنها یکی از ابزارهای این تقابل است، نه همه آن.

این موضع‌گیری، پیام روشنی برای بازیگران منطقه‌ای نیز دارد. اسرائیل تلاش می‌کند نشان دهد که در مواجهه با حکومت تهران، به‌دنبال یک تغییر بنیادین است، نه صرفاً مهار موقت تهدیدها. این مسئله می‌تواند موجب همگرایی بیشتر برخی کشورهای منطقه با این رویکرد شود، به‌ویژه در شرایطی که نگرانی‌ها درباره نقش تهران در بی‌ثباتی منطقه افزایش یافته است.

از سوی دیگر، چنین رویکردی خطر گسترش تنش‌ها و طولانی‌تر شدن چرخه درگیری را نیز به همراه دارد؛ موضوعی که می‌تواند کل منطقه، از جمله حوزه حساس تنگه هرمز، را تحت تأثیر قرار دهد.

برای ملت اهواز، این تحولات دو وجه متفاوت دارد. از یک سو، افزایش فشارهای بین‌المللی و امنیتی بر حکومت تهران می‌تواند زمینه‌ساز تضعیف ساختارهای سرکوب و کاهش فشار بر مردم محلی باشد. از سوی دیگر، تداوم تنش و احتمال درگیری‌های طولانی‌مدت، خطرات جدی برای زندگی، اقتصاد و امنیت مردم در مناطق حساس، به‌ویژه در سرزمین اهواز، به همراه خواهد داشت.

تجربه نشان داده است که در شرایط بی‌ثباتی، مناطق حاشیه‌ای و دارای منابع استراتژیک، بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند. از این رو، هرگونه سناریوی تغییر در ساختار قدرت در تهران، بدون در نظر گرفتن حقوق و مطالبات مردم بومی، می‌تواند به بازتولید بحران منجر شود.

در چنین فضایی، تأکید بر نقش و جایگاه ملت اهواز در تحولات آینده، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. اگر تقابل جاری واقعاً به سمت تغییرات ساختاری پیش برود، مسئله «حق تعیین سرنوشت» و مشارکت واقعی مردم در تعیین آینده سیاسی، به یکی از محورهای اصلی تبدیل خواهد شد.

موضوعات ذات صلة

دکمه بازگشت به بالا