
پیامدهای سیاستهای داخلی و خارجی حکومت تهران بر زندگی روزمره
شرایط زندگی در ایران بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر تحولات سیاسی و امنیتی قرار گرفته است؛ تحولی که بسیاری از تحلیلگران آن را نتیجه مستقیم ترکیب سیاستهای داخلی و خارجی حکومت تهران میدانند. در این میان، آنچه بیش از همه به چشم میآید، تأثیر گسترده این سیاستها بر زندگی روزمره مردم است؛ مردمی که عملاً در خط مقدم پیامدهای این تصمیمها قرار گرفتهاند.
یکی از نشانههای بارز این وضعیت، اختلال در روند عادی زندگی عمومی است. تعطیلیهای طولانیمدت در برخی بخشها، از جمله نظام آموزشی، و محدودیتهای گسترده در دسترسی به اینترنت بینالمللی، فضای اجتماعی و اقتصادی را با چالش جدی روبهرو کرده است. اینترنت که در سالهای اخیر به زیرساخت اصلی کسبوکارهای کوچک و ارتباطات تبدیل شده، اکنون برای بخش قابل توجهی از جامعه یا محدود شده یا با اختلال جدی مواجه است؛ موضوعی که به کاهش درآمد، تعطیلی مشاغل و افزایش بیکاری منجر شده است.
در بخش حملونقل نیز نشانههای این بحران دیده میشود. محدود شدن یا اختلال در برخی مسیرهای هوایی و ریلی، نهتنها جابهجایی مسافران را دشوار کرده، بلکه بر زنجیره تأمین کالا نیز اثر گذاشته است. این وضعیت، بهویژه در شرایطی که اقتصاد نیازمند پویایی و ارتباط با بازارهای منطقهای و جهانی است، فشار مضاعفی بر فعالیتهای اقتصادی وارد میکند.
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که بخشی از این فشارها به اولویتهای هزینهای و سیاستهای کلان حکومت تهران بازمیگردد. تخصیص منابع به حوزههای نظامی و امنیتی و تمرکز بر سیاستهای منطقهای، در کنار محدودیت منابع ناشی از تحریمها و کاهش درآمدهای ارزی، باعث شده که سرمایهگذاری در حوزههای حیاتی مانند آموزش، زیرساخت، رفاه اجتماعی و حمایت از تولید داخلی با کمبود مواجه شود. در نتیجه، هزینههای این تصمیمات، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم، بر دوش مردم قرار گرفته است.
شکلگیری نوعی فشار چندلایه بر جامعه است؛ فشاری که از یک سو اقتصادی است (تورم، بیکاری، کاهش درآمد) و از سوی دیگر اجتماعی (اختلال در آموزش، محدودیت ارتباطات، کاهش کیفیت زندگی). در چنین شرایطی، فاصله میان ظرفیتهای بالقوه کشور و واقعیتهای زندگی مردم بیش از پیش آشکار میشود.
، این وضعیت یک پرسش اساسی را مطرح میکند که چرا هزینه سیاستهای حکومت تهران باید در زندگی روزمره و معیشت مردم تاثیر منفی داشته باشد ؟ آیا یک حکومت نباید سیاست های کلان خود را براساس رفاه ملت تحت حاکمیت خود بگذارد ؟ آیا این نوع حاکمیت جز اینکه مردمان این سرزمین گروگان هایی دست حاکمیت هستند معنای دیگری دارد؟
سعیده بندر



