اخباراخبار ايرانمقالات

پاسخ به تهدیدات رضا پهلوی خطاب به کرد و کردستان

آقای رضا پهلوی،
وارث خاندانی که تاریخش با تمرکز خشونت‌آمیز و یکسان‌سازی اجباری در این سرزمین گره خورده است.

در بیانیه اخیرتان، نامی از کردها نبردید، اما وقتی از «گروه‌های تجزیه‌طلب» سخن گفتید و در کنار آن از «پاسخ قاطع ملت» و «وظیفه ملی-میهنی ارتش» یاد کردید، طبیعی بود کہ جامعه کرد، این پیام را متوجه خود بداند. این حساسیت نه از سر توهم، که ریشه در تجربه‌ای تاریخی و زخمی التیام‌نیافته دارد.

شما به‌عنوان وارث دیکتاتوری پهلوی، که هرگز مرز خود را با گذشته پدر و پدربزرگتان روشن نکردید، باید بدانید که کردها، بلوچ‌ها، لرها، ترک‌ها، عرب‌ها و دیگر مردمان این سرزمین، تاریخ را فراموش نکرده‌اند. پدر و پدربزرگ شما برای ما نه نماد وحدت، که یادآور لشکرکشی به بلوچستان، الاحواز، کردستان، لرستان، آذربایجان، گیلان، ترکمن‌صحرا و مناطق قشقایی هستند. ایران نوینِ مد نظر آنان بر پایه سرکوب هویت‌های غیرفارسی و تمرکزگرایی خشن بنا شد. سیاستی که در دوره پدرتان، محمدرضا پهلوی، با یکسان‌سازی فرهنگی و امنیتی‌کردن مطالبات ملی ادامه یافت. برای کردها و ملل مستعمرہ دیگر واژه «ارتش» صرفاً یک نهاد ملی بی‌طرف نیست؛ بلکہ یادآور درگیری، سرکوب و تحمیل اراده مرکز بر پیرامون است. همان‌گونه که کودتای ۲۸ مرداد برای بسیاری از ایرانیان نماد توقف دموکراسی است، تجربه کردها، بلوچ‌ها و سایر ملل از دولت متمرکز پهلوی و پس از آن، جمهوری اسلامی، بخشی تلخ از حافظه جمعی ماست.

مشکل اصلی اما آن‌جاست که هر مطالبه به‌حق و مدنی، سریعاً با برچسب «تجزیه‌طلبی» پاسخ داده می‌شود. خواستن اداره امور مناطق توسط نمایندگان منتخب همان منطقه، رسمی‌شدن زبان کُردی و دیگر زبان‌های ملی، حق آموزش به زبان مادری، یا توزیع عادلانه منابع و ثروت، نه یک پروژه جدایی‌طلبانه، که مطالباتی حقوقی و سیاسی در چارچوب کشوری با تنوع ملی و فرهنگی است. این خواسته‌ها، عین دموکراسی و توسعه‌یافتگی‌اند، نه دشمنی با ایران. برچسب «تجزیه‌طلب» به مطالبات مدنی، تنها بهانه‌ای برای بازتولید همان سیاست‌های تمرکزگرایانه گذشته است.

اگر ایران قرار است خانه مشترک همه ملل باشد، این خانه باید بر پایه رضایت، برابری و مشارکت واقعی بنا شود. در حقوق بین‌الملل، اصل تمامیت ارضی در کنار حق تعیین سرنوشت تعریف می‌شود. این دو ھمیشہ در تقابل با یکدیگر نیستند، بلکه زمانی پایدار و مشروع می‌مانند که مکمل هم باشند. وحدتی که از دل انتخاب آزادانه، عدالت محوری و احساس تعلق داوطلبانه بیرون آید، ماندگار و مقاوم است؛ وحدتی که با هشدار، تهدید و برچسب‌زنی تقویت شود، شکننده و بی‌اعتبار خواهد بود.

وقتی از «ارتش در کنار ملت» سخن می‌گویید، پرسش اساسی این است: «ملت» را چگونه تعریف می‌کنید؟ آیا ملت فقط به آن بخشی اطلاق می‌شود که با قرائت مرکزگرا و تک‌صدایی از هویت ایرانی هم‌آواست، یا شامل تمامی کسانی می‌شود که با زبان‌ها، فرهنگ‌ها و هویت‌های گوناگون در این سرزمین زندگی می‌کنند؟ در یک نظام دموکراتیک، ارتش نهادی حرفه‌ای، ملی و غیرسیاسی است و مشروعیت سیاسی تنها از رأی آزاد و اراده جمعی مردم، با تمامی اجزای آن، سرچشمه می‌گیرد. شما به‌عنوان وارث خاندانی که ارتش را ابزار سرکوب کرد، امروز چه مشروعیتی برای سخن گفتن از «وظیفه ملی» ارتش دارید؟

اکثر احزاب کرد خود را بخشی از این سرزمین‌ میدانند و خود را بیرون از آن تعریف نمی‌کنند. اما این تعلق تاریخی و میهنی، به معنای چشم‌پوشی از حقوق اولیه‌شان نیست. هیچ قوم و ملتی نباید برای حفظ هویت، زبان و فرهنگ خود احساس شرم، ترس یا گناه کند. اگر شعار «ایران برای همه» قرار است معنای واقعی پیدا کند، این «همه» باید در ساختار قدرت، در قانون اساسی آینده، در توزیع منابع، در رسمیت فرهنگی و زبانی و در احساس تعلق به یک پروژه ملی مشترک، تجلی عینی یابد.

بازگشت به ادبیات «خط قرمز»، «پاسخ قاطع» و «تجزیه‌طلبی» نه تنها کمکی به همبستگی ملی نمی‌کند، که اعتماد ازدست‌رفته را عمیق‌تر می‌سازد. اعتماد واقعی زمانی ساخته می‌شود که گذشته نقد و به رسمیت شناخته شود، تمرکزگرایی اقتدارگرایانه کنار گذاشته شود، و برای آینده طرحی دموکراتیک ارائه گردد که در آن تنوع ملی و فرهنگی، یک تهدید امنیتی تلقی نشود، بلکه به مثابه یک ثروت و فرصت دیده شود.

ایران پایدار، ایرانی است که همه شهروندانش در برابر قانون برابر باشند و همه ملت‌هایش خود را شریک واقعی در سرنوشت کشور بدانند، نه موضوعی برای مدیریت از بالا. وحدت اگر قرار است ماندگار باشد، باید نتیجه انتخاب آگاهانه، مشارکت برابر و احساس عدالت باشد، نه محصول ارعاب، برچسب و تهدید. خاندان شما جایی در این آینده ندارد، مگر آنکه رسماً و عملاً از گذشته ننگین خود اعلام برائت کرده و به حقوق برابر همه مردمان این سرزمین تن دهد. به شما و تمامی تمامیت‌خواهان هشدار می‌دهم که کردها تنها نیستند. هرگونه تعرض به کورد و کردستان، برابر است با تعرض به بلوچستان، آذربایجان، الاحواز، لرستان، ترکمن‌صحرا، گیلان، مازندران و بخش دموکرات جامعه فارس محسوب می‌شود. هرگونه حمله به کوردستان با پاسخ سخت این ملل روبه‌رو خواهد شد۰
مهیم بلوچ – سرخوش
۲۶ فوریه ۲۰۲۶

موضوعات ذات صلة

دکمه بازگشت به بالا