
موشکهایی که به اهواز رسیدبه روایت حکومت تهران «پرتابه» نام گرفت
با گسترش حملات آمریکا به اهداف نظامی در جنوب جغرافیای ایران، انتقادها دیگر تنها متوجه ابعاد نظامی جنگ نیست، بلکه نحوه روایت آن در رسانههای حکومتی نیز به یکی از موضوعات بحثبرانگیز تبدیل شده است. در روزهای اخیر، بسیاری از کاربران در اهواز، هرمزگان، بوشهر و مناطق بلوچنشین با انتشار پیامهایی در شبکههای اجتماعی، رسانههای رسمی حکومت تهران را به برخوردی دوگانه در پوشش اخبار جنگ متهم کردهاند.
محور اصلی این انتقادها، تغییر واژگان رسانههای حکومتی است. به گفته کاربران، زمانی که حملات متوجه تهران یا دیگر شهرهای مرکزی بود، رسانههای رسمی بدون تردید از عباراتی مانند «موشک»، «پهپاد» یا «حمله هوایی» استفاده میکردند؛ واژههایی که ماهیت و شدت رویداد را بهروشنی برای مخاطب بیان میکرد. اما اکنون که دامنه جنگ به استانهای جنوبی رسیده است، همان رسانهها بیش از هر چیز از واژه کلی و مبهم «پرتابه» استفاده میکنند؛ اصطلاحی که نوع سلاح، ابعاد حمله و میزان تهدید را برای افکار عمومی نامشخص نگه میدارد.
واژهها؛ ابزاری برای مدیریت افکار عمومی
در ادبیات رسانه، انتخاب واژه هرگز یک تصمیم ساده نیست. کلمات میتوانند شدت یک رویداد را برجسته یا کمرنگ کنند، احساس امنیت یا ناامنی ایجاد کنند و حتی برداشت مخاطب از یک بحران را تغییر دهند. از همین رو، منتقدان معتقدند استفاده گسترده از واژه «پرتابه» تلاشی برای کاهش حساسیت افکار عمومی نسبت به آنچه در جنوب ایران رخ میدهد و جلوگیری از شکلگیری موج گسترده نگرانی در سطح کشور است.
به باور آنان، این تغییر واژگان تنها یک انتخاب زبانی نیست، بلکه بخشی از مدیریت روایت جنگ است؛ روایتی که در آن خسارتها و خطرهای متوجه استانهای جنوبی کمتر از آنچه هست بازتاب داده میشود.
احساس تبعیض؛ مطالبهای فراتر از خبر
اعتراض کاربران تنها به واژهها محدود نمیشود. بسیاری از آنان میگویند سالهاست که سرزمین اهواز در زمان بحرانهای زیستمحیطی، اقتصادی و امنیتی کمتر از مناطق مرکزی مورد توجه رسانههای رسمی قرار گرفته و اکنون نیز همین الگو در پوشش اخبار جنگ تکرار شده است.
از نگاه این کاربران، وقتی حملات به تهران رخ میداد، پوشش خبری لحظهبهلحظه، تحلیلهای ویژه و گزارشهای میدانی بخش مهمی از خروجی رسانههای رسمی را تشکیل میداد. اما اکنون که شهرهایی مانند اهواز، بندرعباس، بوشهر و مناطق بلوچنشین با پیامدهای جنگ روبهرو هستند، اطلاعرسانی محدودتر، کلیتر و با جزئیات کمتر انجام میشود.
این احساس تبعیض، بهویژه در میان ساکنان جنوب، این پرسش را مطرح کرده است که آیا ارزش خبری جان و امنیت شهروندان، بسته به موقعیت جغرافیایی آنان تغییر میکند؟
جنگ روایتها در کنار جنگ نظامی
تحلیلگران رسانه معتقدند در هر جنگ، نبرد بر سر روایتها به اندازه نبرد در میدان اهمیت دارد. دولتها معمولاً میکوشند با انتخاب واژگان و چارچوببندی اخبار، برداشت افکار عمومی را مدیریت کنند. اما در عصر شبکههای اجتماعی، چنین رویکردی با چالشهای جدی روبهرو است؛ زیرا کاربران میتوانند روایتهای رسمی را با تصاویر، ویدئوها و گزارشهای محلی مقایسه کنند و تناقضها را به سرعت برجسته سازند.
در چنین شرایطی، هرگونه تفاوت آشکار در نحوه پوشش رویدادها، میتواند به کاهش اعتماد عمومی نسبت به رسانههای رسمی منجر شود؛ موضوعی که بسیاری از کاربران جنوبی نیز به آن اشاره کردهاند.
شاید در نگاه نخست، تفاوت میان «موشک» و «پرتابه» تنها یک اختلاف واژگانی به نظر برسد، اما اعتراضهای اخیر نشان میدهد مسئله برای بسیاری از شهروندان جنوب، تنها انتخاب یک کلمه نیست؛ بلکه احساس دیده نشدن، نابرابری در بازتاب رنج مردم و تفاوت در ارزشگذاری جان و امنیت شهروندان است.
تجربه بحرانهای مختلف نشان داده است که اعتماد عمومی بیش از هر چیز به شفافیت وابسته است. هرچه فاصله میان واقعیت میدانی و روایت رسمی بیشتر شود، تردید افکار عمومی نیز افزایش مییابد. از همین رو، منتقدان تأکید میکنند رسانههای حکومتی اگر خواهان حفظ اعتبار خود هستند، باید بدون توجه به موقعیت جغرافیایی، با یک استاندارد واحد و زبانی شفاف، همه شهروندان و همه جغرافیای ایران را پوشش دهند.
سعیده بندر



