
فکتهایی که مرگ مجتبی خامنهای را تقویت میکنند
حکومت تهران از همان ساعات اولیه حمله متوجه شده بود که هم علی خامنهای و هم مجتبی خامنهای کشته شدهاند؛ بهگونهای که به دلیل شدت انفجار، امکان شناسایی یا نمایش پیکر آنان وجود نداشت. با این حال، حکومت در همان زمان از اعلام این موضوع خودداری کرد.
زمانی که آمریکا و اسرائیل اعلام کردند آمادهاند شواهد مربوط به مرگ علی خامنهای را منتشر کنند، حکومت تهران ناچار شد مرگ او را بهصورت رسمی اعلام کند. اما درباره مجتبی خامنهای شرایط متفاوت بود. پس از بررسیهای داخلی و ارزیابی محل حادثه، حکومت دریافت که هیچ پیکر قابل شناسایی از مجتبی باقی نمانده است. از همین رو تصمیم گرفت اعلام کند که او زنده است.
گفته می شود برای ایجاد فرصت جهت آمادهسازی یک بدل یا مدیریت روایت رسمی، این ادعا مطرح شد که مجتبی خامنهای از ناحیه لب و پا بهشدت مجروح شده است. نکته قابل توجه این است که هیچگاه گفته نشد دست او آسیب دیده است؛ موضوعی که میتوانست این امکان را فراهم کند که بیانیههای مکتوب بعدی به نام او منتشر شود و ادعا شود این متنها را شخص مجتبی نوشته است.
با این حال، حکومت در یک نقطه با مشکل جدی روبهرو شد؛ زیرا انتشار یک پیام صوتی یا ویدئویی از مجتبی خامنهای بسیار دشوارتر از انتشار یک متن مکتوب بود. تقلید دقیق از صدا و ویژگیهای گفتاری او، بهویژه در شرایطی که افکار عمومی منتظر مشاهده یا شنیدن او بودند، کار سادهای نبود.
غیبت مجتبی خامنهای در مراسم تشییع و خاکسپاری علی خامنهای نیز بر ابهامها افزوده است. اگر او زنده بود، انتظار میرفت دستکم در یکی از مهمترین مراسم سیاسی و خانوادگی نظام حضور داشته باشد یا تصویری، ویدئویی یا پیامی از او منتشر شود. استمرار این غیبت، فرضیه کشته شدن او در همان حمله اولیه را پررنگتر میکند.
بر همین اساس، مجموعه این رویدادها—از تأخیر در اطلاعرسانی، نبود تصویر یا صدای قابل راستیآزمایی، روایتهای متناقض درباره وضعیت جسمانی مجتبی خامنهای و غیبت کامل او از مراسم رسمی—زنجیرهای از پرسشها را شکل داده است که نیازمند پاسخهای شفاف و مستند از سوی حکومت تهران است.
سعیده بندر



