اخباراخبار اهواز

سایه سنگین سرکوب پس از طوفان

سایه سنگین سرکوب پس از طوفان، موج جدید بازداشت‌های فله‌ای و محرومیت‌های ساختاری شهروندان عرب در اهواز
​در حالی که توجه افکار عمومی جهان و رسانه‌های بین‌المللی در ماه‌های گذشته معطوف به تنش‌های نظامی میان ایران، اسرائیل و آمریکا بود، آرام شدن نسبی فضای منطقه، توجه حکومت مرکزی ایران را بار دیگر به سرکوب‌های داخلی معطوف کرده است. گزارش‌های رسیده از اهواز حاکی از آغاز موج جدید و گسترده‌ای از بازداشت‌های فله‌ای، هجوم نیروهای امنیتی به منازل شهروندان و انتقال آن‌ها به مکان‌های نامعلوم است، موجی که این بار به طور ویژه فعالان مدنی و شهروندان عرب اهل سنت را هدف قرار داده است و پرده از یک تبعیض همه‌جانبه و ساختاری برمی‌دارد.
​هجوم به خانه‌ها و بازداشت‌های بی‌رویه
​بر اساس اطلاعات دریافتی از منابع حقوق بشری در اهواز، مأموران اداره اطلاعات در روزهای گذشته با یورش به منازل مسکونی، دست‌کم ۲۹ شهروند عرب سنی‌مذهب و فعال مدنی را بازداشت و به مکان‌های نامعلومی منتقل کرده‌اند. تنوع سنی و وضعیت خانوادگی بازداشت‌شدگان نشان‌دهنده ماهیت “فله‌ای” و ایجاد رعب و عبور از خطوط قرمز حقوق شهروندی است.
​در میان بازداشت‌شدگان، نام عبدالحسین بدوی، شهروند ۶۱ ساله به چشم می‌خورد که علیرغم کهولت سن و نیازهای احتمالی پزشکی بازداشت شده است. همچنین نبیل خالدی، فعال مدنی سرشناس منطقه کوت‌عبدالله نیز در میان بازداشت‌شدگان قرار دارد.
​لیست بخشی از هویت‌های احراز شده بازداشت‌شدگان اخیر به شرح زیر است:

نام و نام خانوادگی
سن
وضعیت تاهل
وضعیت حقوقی / محل بازداشت

عبدالحسین بدوی
۶۱ ساله

نامشخص (نگرانی از کهولت سن)

حسن عبیداوی
۵۰ ساله
متأهل
نامشخص / انتقال به مکان نامعلوم

حسین بترانی
۴۰ ساله
متأهل
نامشخص / انتقال به مکان نامعلوم

محمد حزباوی
۳۶ ساله
متأهل
نامشخص / انتقال به مکان نامعلوم

جاسم سواری
۳۴ ساله
متأهل
نامشخص / انتقال به مکان نامعلوم

محمد خنفری
۲۲ ساله
متأهل
نامشخص / انتقال به مکان نامعلوم

محمد حزباوی
۲۱ ساله
مجرد
نامشخص / انتقال به مکان نامعلوم

ناپدیدسازی قهری و سلب حق دادرسی عادلانه
​بزرگترین نگرانی خانواده‌های بازداشت‌شدگان، وضعیت سلامت و شرایط نگهداری آن‌ها در بازداشتگاه‌های مخفی امنیتی است. گزارش‌ها حاکی از آن است که تمامی این افراد از زمان بازداشت تاکنون، از حق تماس با خانواده و دسترسی به وکیل محروم بوده‌اند؛ امری که در ادبیات حقوق بشر بین‌الملل مصداق بارز “ناپدیدسازی قهری” و بستراندازی برای اعترافات اجباری تحت شکنجه محسوب می‌شود. همزمان، وضعیت یحیی ناصری در زندان شیبان اهواز نیز همچنان نگران‌کننده گزارش شده است.
​قلعه چنعان، یورش خونین و کشته شدن شهروندان
​ابعاد این سرکوب تنها به بازداشت‌ها محدود نمی‌شود. در منطقه قلعه چنعان، یورش مأموران اطلاعاتی به خشونت کشیده شد. گزارش‌ها نشان می‌دهند که در جریان این هجوم، دست‌کم دو شهروند عرب اهوازی جان خود را از دست داده‌اند و ۱۴ نفر دیگر نیز بازداشت و به مکان‌های نامعلومی منتقل شده‌اند. استفاده از ابزار خشونت‌بار و مرگبار در مناطق حاشیه‌ای اهواز، نشان‌دهنده تشدید برخوردها بدون واهمه از پاسخگویی قضایی است.
​جرم اول: هویت قومی و تلاش برای حق تعیین سرنوشت
​ریشه این بازداشت‌ها را نباید صرفاً در اقدامات مقطعی جستجو کرد؛ این برخوردها بخشی از یک سیاست کلان برای سرکوب هویت قومی شهروندان عرب در ایران است. فعالان مدنی عرب در اهواز سال‌هاست که به دلیل مطالبه ابتدایی‌ترین حقوق خود، از جمله حق آموزش به زبان مادری، حفظ هویت فرهنگی و مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی منطقه خود، با اتهامات سنگین امنیتی مواجه می‌شوند. حکومت مرکزی هرگونه تلاش مسالمت‌آمیز مدنی برای رفع تبعیض را به عنوان “اقدام علیه امنیت ملی” تعبیر می‌کند تا بستر را برای صدور احکام سنگین و حتی اعدام هموار سازد.
​جرم دوم: تفتیش عقاید و سلب آزادی مذهبی
​بخش عمده‌ای از بازداشت‌شدگان اخیر را شهروندان عرب اهل سنت تشکیل می‌دهند. در جمهوری اسلامی، گرایش به مذهب اهل سنت در مناطق شیعه‌نشین یا تغییر مذهب (نوکیشان مذهبی)، به عنوان یک چالش عقیدتی و سیاسی برای حکومت تلقی می‌شود. شهروندان عرب سنی در اهواز نه تنها از داشتن مساجد و مراکز مذهبی مستقل محروم هستند، بلکه حتی برای برگزاری نمازهای جماعت در خانه‌های شخصی یا برگزاری مراسم عید فطر با محدودیت‌های شدید و هجوم نیروهای امنیتی روبرو می‌شوند. بازداشت‌های اخیر نشان می‌دهد که “حق انتخاب دین و مذهب” عملاً در این منطقه جرم‌انگاری شده است.
​آپارتاید اقتصادی، محرومیت از کار در سرزمین نفت و گاز
​یکی از دردناک‌ترین ابعاد زندگی شهروندان عرب در خوزستان، تبعیض سیستماتیک اقتصادی و گزینش‌های طبقاتی در حوزه اشتغال است. خوزستان قلب تپنده اقتصاد ایران و منبع اصلی نفت و گاز کشور است، اما بومیان عرب این منطقه از کمترین سهم در این ثروت سرشار برخوردارند.
​تبعیض در استخدام: شرکت‌های بزرگ نفتی، پتروشیمی‌ها و ادارات دولتی مستقر در منطقه، در گزینش‌های خود سیاست‌های تبعیض‌آمیزی را علیه متقاضیان عرب اعمال می‌کنند. جوانان عرب، حتی با داشتن تحصیلات عالیه، به جرم هویت قومی خود از استخدام در این مراکز محروم می‌مانند و اولویت استخدام به نیروهای غیربومی داده می‌شود.

​این محرومیت سیستماتیک از کار و بستر اقتصادی، بخش بزرگی از جامعه عرب اهواز را به سمت حاشیه‌نشینی، فقر مطلق و بیکاری مفرط سوق داده است. لایه‌های این تبعیض چنان گسترده است که حتی دستفروشان و کارگران فصلی عرب نیز مدام با برخوردهای قهری نهادهای شهرداری و امنیتی مواجه می‌شوند. در واقع، شهروند عرب در این جغرافیا از آزادی در انتخاب شغل، آزادی در بیان هویت و آزادی در اجرای مناسک مذهبی خود محروم است.
​تکمله‌ای برای افکار عمومی جهان
​تجربه نشان داده است که حکومت ایران همواره از فضای پس از بحران‌های بین‌المللی برای تصفیه‌حساب‌های داخلی و سرکوب اقلیت‌های قومی و مذهبی استفاده می‌کند. تبعیض مضاعف علیه شهروندان عرب به دلیل هویت قومی و گرایش مذهبی، آن‌ها را در وضعیت آسیب‌پذیری شدیدی قرار داده است.
​سکوت رسانه‌های بین‌المللی در برابر این بازداشت‌های فله‌ای، ناپدیدسازی‌های قهری و تبعیض‌های معیشتی، دست نهادهای امنیتی را برای سرکوب بیشتر بازتر می‌کند. این گزارش زنگ خطری است برای سازمان‌های حقوق بشری و ناظران بین‌المللی تا پیش از آنکه جان‌های بیشتری در بازداشتگاه‌های مخفی قربانی شوند، بر وضعیت اهواز تمرکز کنند و صدای مردمی باشند که در بی‌صدا‌ترین حالت ممکن، هزینه هویت خود را می‌پردازند.

نویسنده:امین زرگانی

موضوعات ذات صلة

دکمه بازگشت به بالا