
جنگ در میدان و پناه در سایه؛ شکاف میان شعارهای حکومت تهران و واقعیت فرماندهان آن
در سالهای اخیر، یکی از موضوعات تکرارشونده در ادبیات سیاسی و تبلیغاتی حکومت تهران، نمایش قدرت نظامی و تاکید بر آمادگی برای مقابله با آمریکا و اسرائیل بوده است. مقامهای حکومت تهران بارها از «مقاومت»، «پاسخ سخت» و توانایی مقابله با دشمنان سخن گفتهاند؛ اما در زمان افزایش خطرات نظامی، همواره این پرسش مطرح میشود که چه کسانی هزینه واقعی این تقابل را پرداخت میکنند و چه کسانی در معرض خطر قرار میگیرند.
منتقدان حکومت تهران معتقدند در شرایط جنگی، فاصلهای میان شعارهای رسمی و رفتار برخی از مقامهای ارشد نظامی و سیاسی دیده میشود. در حالی که رسانههای حکومتی از ایستادگی و قدرت سخن میگویند، نیروهای عادی و بدنههای پایینتر مانند بسیجیان و نیروهای سپاه در خطوط مقدم یا موقعیتهای پرخطر باقی میمانند؛ نیروهایی که سالها با تبلیغات ایدئولوژیک و روایتهای رسمی حکومت تهران تربیت شدهاند و بسیاری از آنان باور دارند ساختار نظامی حکومت توان مقابله با دشمنان خارجی را دارد.
در مقابل، اسرائیل در عملیاتهای خود علیه جمهوری اسلامی و گروههای وابسته به آن، به جای تمرکز صرف بر اهداف عمومی، تلاش کرده است افراد کلیدی، فرماندهان ارشد و ساختارهای تصمیمگیری را هدف قرار دهد. این رویکرد که بر شناسایی و ضربه زدن به مهرههای اصلی تکیه دارد، باعث شده فرماندهان و مسئولان ارشد نظامی حکومت تهران بیش از گذشته نسبت به امنیت شخصی خود نگران باشند.
یکی از نمونههایی که در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار گرفت، انتشار تصاویری از حضور برخی اعضای خانواده علی خامنهای در مراسم ختم او بود. برخی کاربران با اشاره به ظاهر خاکآلود لباسها و کفشهای آنان، این تصاویر را نشانهای از پنهان شدن طولانیمدت در مکانهای امن دانستند. با این حال، درباره علت دقیق این وضعیت و اینکه آیا این افراد در مکانهای زیرزمینی پنهان بودهاند یا خیر، اطلاعات مستقلی منتشر نشده است.
با وجود این، انتشار چنین تصاویر و روایتهایی نشاندهنده یک مسئله مهمتر است: شکاف میان تصویری که حکومت تهران از قدرت و کنترل کامل ارائه میکند و نگرانیهایی که در زمان بحران در میان لایههای بالای قدرت دیده میشود.
در هر جنگی، تفاوت میان نیروهای تصمیمگیر و نیروهای اجراکننده اهمیت زیادی پیدا میکند. منتقدان حکومت تهران میگویند کسانی که تصمیمهای نظامی و سیاسی را اتخاذ میکنند، معمولاً از امکانات حفاظتی بیشتری برخوردارند، در حالی که نیروهای عادی باید پیامدهای این تصمیمها را در میدان تحمل کنند.
تقابل میان آمریکا، اسرائیل و حکومت تهران تنها یک رویارویی نظامی نیست؛ بلکه نبردی بر سر اطلاعات، فرماندهی، حفاظت از نیروهای کلیدی و توان ادامه جنگ نیز هست. در چنین شرایطی، هدف قرار گرفتن فرماندهان و مراکز تصمیمگیری میتواند بیش از تعداد تجهیزات نظامی، بر توان ادامه یک درگیری تاثیر بگذارد.



