
تشدید تنش بر سر تنگه هرمز؛ خط قرمز تازه واشینگتن در برابر حکومت تهران
خبرگزاری دولت اهواز
اظهارات اخیر مقامهای ایالات متحده آمریکا درباره «غیرقابل تحمل» بودن رفتار حکومت تهران در تنگه هرمز، نشانهای روشن از ورود این آبراه حیاتی به مرحلهای حساستر از تنشهای منطقهای است. مارکو روبیو با تأکید بر اینکه شرطگذاری برای عبور کشتیها و کنترل تردد، به معنای نقض اصل آزادی کشتیرانی است، عملاً تنگه هرمز را به یکی از محورهای اصلی تقابل میان واشینگتن و حکومت تهران تبدیل کرده است. همزمان، طرح اتهام «دزدی دریایی» از سوی نماینده آمریکا در سازمان ملل، سطح این مناقشه را از یک اختلاف سیاسی به یک چالش حقوقی و بینالمللی ارتقا داده است.
در این میان، تأکید بر این نکته نیز اهمیت دارد که تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه بینالمللی نیست، بلکه از منظر جغرافیایی و انسانی، بخشی از حوزه زیست و حیات مردم ساکن سواحل خلیج بهشمار میرود. این آبراه در امتداد سواحل جنوبی اهواز (ساحل شمالی و جزایر) و سواحل عمان قرار دارد و از دیرباز محل زندگی و فعالیت جوامع بومی منطقه بوده است. بر این اساس، بسیاری از ناظران معتقدند تنگه هرمز نه یک ابزار سیاسی برای حکومتها، بلکه یک منطقه خلیجی متعلق به مردم این حوزه است و هرگونه تلاش برای کنترل یکجانبه آن، نادیده گرفتن حقوق تاریخی و جغرافیایی ساکنان این منطقه محسوب میشود.
از منظر راهبردی، تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان محسوب میشود و روزانه حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت از آن عبور میکند؛ رقمی که معادل نزدیک به یکپنجم مصرف جهانی نفت است. هرگونه اختلال در این مسیر، پیامدهای فوری بر بازار جهانی انرژی و اقتصاد بینالمللی دارد. به همین دلیل، آمریکا همواره حفظ امنیت این مسیر را بخشی از منافع حیاتی خود و متحدانش تعریف کرده است. در مقابل، حکومت تهران نیز در سالهای اخیر تلاش کرده با استفاده از موقعیت جغرافیایی خود، این تنگه را به اهرم فشار در برابر تحریمها و تهدیدهای خارجی تبدیل کند.
در سطح سیاسی، تشدید لحن واشینگتن را میتوان نشانهای از کاهش تمایل به مصالحه و حرکت به سمت سیاستهای بازدارنده سختتر دانست. آمریکا با چنین موضعگیریهایی تلاش دارد هم پیام روشنی به حکومت تهران ارسال کند و هم حمایت متحدان منطقهای و اروپایی را برای مقابله با این وضعیت جلب کند. در مقابل، ادامه این روند میتواند فضای دیپلماسی را محدودتر کرده و احتمال برخوردهای نظامی یا درگیریهای نیابتی در منطقه را افزایش دهد.
، تنگه هرمز بار دیگر به نقطه کانونی بحران میان آمریکا و حکومت تهران تبدیل شده است؛ جایی که تقابل نظامی، رقابت ژئوپلیتیک و منافع اقتصادی بهطور همزمان در هم تنیدهاند. در عین حال، تأکید بر تعلق این آبراه به مردم ساکن خلیج، بعدی تازه به این بحران میافزاید و نشان میدهد که آینده این منطقه نهتنها به رقابت دولتها، بلکه به حقوق و جایگاه جوامع محلی نیز گره خورده است.
سعیده بندر



