
تحریمهای جدید آمریکا علیه شبکههای نفتی و مالی حکومت تهران؛ هدفگیری «ناوگان پنهان» و مسیرهای تأمین حزبالله
واشنگتن – وزارت خزانهداری آمریکا در تاریخ ۱۵ آوریل ۲۰۲۶ (۲۶ فروردین ۱۴۰۵) از بستهای تازه از تحریمها علیه شبکههای نفتی و مالی مرتبط با حکومت تهران خبر داد؛ اقدامی که در چارچوب عملیات موسوم به «خشم اقتصادی» (Economic Fury) طراحی شده و بهطور مستقیم شریانهای اصلی درآمدی این ساختار را هدف قرار میدهد.
بر اساس این بیانیه، بیش از دوازده فرد، شرکت و کشتی در دو محور کلیدی تحریم شدهاند؛ محورهایی که نشاندهنده تمرکز آمریکا بر قطع شبکههای پیچیده دور زدن تحریمها و تأمین مالی فعالیتهای منطقهای است.
هدف اول: ناوگان پنهان نفتی و شبکه شمخانی
در بخش نخست، شبکه موسوم به «ناوگان پنهان» مرتبط با محمدحسین شمخانی هدف تحریم قرار گرفته است. وی بهعنوان مدیر یک امپراتوری چندمیلیارد دلاری قاچاق نفت معرفی شده که از طریق شرکتهای پوششی در کشورهایی مانند امارات، هند و جزایر مارشال فعالیت میکند.
این شبکه با استفاده از کشتیهای متعدد، اقدام به انتقال نفت خام، فرآوردههای نفتی و گاز مایع از جغرافیای ایران کرده و در برخی موارد نفت روسیه را نیز جابهجا میکند. بهگفته مقامات آمریکایی، بخشی از درآمد این فعالیتها مستقیماً به نخبگان حکومت تهران و ساختار قدرت منتقل میشود.
این اقدام در واقع ادامه تحریمهای گسترده سال ۲۰۲۵ علیه همین شبکه است و نشان میدهد که واشنگتن بهدنبال مسدود کردن کامل مسیرهای دور زدن تحریمهاست.
هدف دوم: شبکه نفت در برابر طلا برای حزبالله
در بخش دوم، یک شبکه مالی پیچیده مرتبط با حزبالله هدف قرار گرفته است. در این چارچوب، سید نعیمایی بدرالدین موسوی به همراه چند شرکت وابسته تحریم شدهاند.
طبق گزارشها، این شبکه نفت جغرافیای ایران را به دولت سابق ونزوئلا تحت رهبری نیکولاس مادورو میفروخت و در مقابل، طلا با قیمت پایینتر از بازار دریافت میکرد. این طلا سپس از طریق پروازهای ماهان ایر به تهران منتقل شده و در ادامه در بازارهایی مانند ترکیه به فروش میرسید.
به گفته منابع آمریکایی، درآمد حاصل از این چرخه مستقیماً در اختیار شاخههای عملیاتی حزبالله و نیروی قدس سپاه پاسداران قرار میگرفت.
اسکات بسنت با اعلام این تحریمها تأکید کرد که هدف، قطع یکی از مهمترین منابع مالی حکومت تهران است؛ بهویژه در شرایطی که تنشهای منطقهای افزایش یافته و تهدیدهایی درباره بستن تنگه هرمز مطرح شده است.
وی تصریح کرد: «ما با خشم اقتصادی، نخبگانی را هدف قرار میدهیم که به بهای آسیب به مردم، از این ساختار سود میبرند.»
این تحریمها در چارچوب دستورات اجرایی ضدتروریسم و بخش اقتصادی ایران اعمال شده و بخشی از سیاست فشار حداکثری واشنگتن محسوب میشود.
یکی از نکات مهم این بسته تحریمی، ماهیت «ثانویه» آن است؛ به این معنا که هر شرکت، کشتی یا کشوری که با این شبکهها همکاری کند، خود نیز در معرض تحریم قرار خواهد گرفت. این موضوع بهویژه برای خریداران نفت جغرافیای ایران اهمیت دارد و میتواند دامنه تأثیر این اقدام را به سطح جهانی گسترش دهد.
تحریمهای جدید آمریکا نشان میدهد که تقابل با حکومت تهران وارد مرحلهای عمیقتر شده است؛ مرحلهای که تمرکز آن نهفقط بر فشار سیاسی یا نظامی، بلکه بر فلجسازی زیرساختهای مالی و انرژی است.
هدفگیری همزمان «ناوگان پنهان نفتی» و «شبکههای مالی منطقهای» بیانگر آن است که واشنگتن در تلاش است مسیرهای درآمدی غیررسمی را که نقش حیاتی در تداوم ساختار قدرت دارند، بهطور کامل مسدود کند. در صورت تداوم این روند، چشمانداز صادرات نفت و جریان مالی حکومت تهران با چالشهای جدیتری مواجه خواهد شد.



