
دولت در سایه؛نقش سپاه پاسداران در حکومت تهران
براساس گزارش های رسیده از تحولات اقتصادی اخیر در جغرافیای ایران، بیش از هر زمان دیگری ماهیت واقعی قدرت در ساختار حکومت تهران را عیان کرده است؛ ساختاری که در آن سپاه پاسداران نهتنها یک نیروی نظامی، بلکه «دولت در سایه» و تصمیمگیر اصلی اقتصاد، سیاست و امنیت بهشمار میرود. سقوط بیسابقه ارزش ریال و گسترش اعتراضها حتی در میان پایگاههای سنتی حامی حکومت، نشانهای روشن از ورود این ساختار به مرحلهای بحرانی و فزاینده است.
بر اساس دادههای تاریخی، در سال ۱۹۷۹ و پیش از استقرار حکومت کنونی، هر دلار آمریکا معادل ۷۰ ریال بود؛ اما در آغاز سال ۲۰۲۶، ارزش دلار به رقم نجومی یک میلیون و ۴۰۰ هزار ریال رسیده است. این بهمعنای سقوط حدود ۲۰ هزار برابری ارزش پول ملی در دوران حاکمیت حکومت تهران است؛ فروپاشیای که مستقیماً معیشت میلیونها شهروند را هدف قرار داده و شکاف اجتماعی را به سطحی انفجاری رسانده است.
نکته معنادار در موج جدید نارضایتیها، حضور گروههایی است که در دهههای گذشته از حامیان یا حداقل ذینفعان نظام حاکم محسوب میشدند. اعتراض علنی بازاریان بانفوذ تهران در دسامبر ۲۰۲۵ علیه تورم افسارگسیخته نزدیک به ۵۰ درصد، رکود، و ناتوانی در واردات کالا، شکاف عمیق در بدنه سنتی قدرت را آشکار کرد.
یکی از کسبه بازار بزرگ تهران در گفتوگو با رویترز تصریح کرده است که کنترل کامل اقتصاد در دست سپاه پاسداران و شبکههای وابسته به آن قرار دارد؛ شبکههایی که نه منافع عمومی، بلکه صرفاً منافع سیاسی–امنیتی و اقتصادی خود را دنبال میکنند. این اعتراف، نه از سوی مخالفان، بلکه از دل ساختار اقتصادی سنتی کشور، گواهی بر انحصار سیستماتیک و فساد نهادینهشده است.
سپاه پاسداران؛ از نیروی نظامی تا امپراتوری اقتصادی
سپاه پاسداران طی چهار دهه گذشته با تصاحب پروژههای کلان، بنادر، گمرکها، صنایع انرژی، بانکداری پنهان و تجارت غیرشفاف، عملاً اقتصاد را به گروگان گرفته است. تحریمها، که حکومت تهران همواره آن را عامل اصلی بحران معرفی میکند، در واقع به ابزاری برای تقویت انحصار سپاه بدل شدهاند؛ چراکه مسیرهای دور زدن تحریمها عمدتاً در اختیار همین نهاد و وابستگان آن قرار دارد.
در این چارچوب، بحران اقتصادی نه یک «پیامد ناخواسته»، بلکه نتیجه مستقیم ساختار قدرتی است که سپاه پاسداران در آن نقش دولت واقعی را ایفا میکند؛ دولتی که بدون پاسخگویی، بدون شفافیت و بدون مشروعیت مردمی، سرنوشت میلیونها انسان را قربانی بقای خود کرده است.
آنچه امروز در بازارها، خیابانها و زندگی روزمره مردم دیده میشود، صرفاً بحران اقتصادی نیست؛ بلکه نشانه فروپاشی یک مدل حکمرانی امنیتی–ایدئولوژیک است. اعتراض بازاریان، سقوط تاریخی ریال و اعترافهای درونساختاری، همگی حاکی از آن است که «دولت در سایه» سپاه پاسداران، حکومت تهران را به بنبستی رسانده که دیگر حتی حامیان سنتی آن نیز توان تحملش را ندارند.
در چنین شرایطی، ادامه حیات این ساختار نهتنها به تشدید فقر و سرکوب منجر خواهد شد، بلکه زمینهساز بیثباتی عمیقتر و گسترش شکاف میان ملتها و حکومت تهران، خواهد بود.
سعیده بندر



