
کوکب بداغی، معلم اهوازی، پس از احضار امنیتی ناپدید شد
نگرانیها درباره سرنوشت معلم اهوازی، کوکب بداغی، پس از مراجعه به اداره اطلاعات ایذه به نقطهای بحرانی رسیده است؛ معلم و فعال صنفیای که بنا بر گزارشهای موثق، پس از حضور برای ارائه توضیحات درباره پروندهای با اتهام «تبلیغ علیه نظام»، ناپدید شده و تاکنون هیچ مرجع رسمی مسئولیت بازداشت یا وضعیت او را بر عهده نگرفته است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی خانواده، بامداد سهشنبه ۷ بهمنماه، حوالی ساعت ۵ صبح، افرادی که خود را وابسته به اطلاعات سپاه معرفی کردهاند، با چهرههای پوشیده و بدون ارائه حکم یا کارت شناسایی، از طریق ورود غیرقانونی به منزل، اقدام به تفتیش و ضبط تلفن همراه، لپتاپ، شناسنامه و دیگر مدارک شخصی کردهاند. ساعاتی بعد به کوکب بداغی اعلام میشود که برای پیگیری پروندهاش رأس ساعت ۸ صبح به اداره اطلاعات ایذه مراجعه کند؛ مراجعهای که پایانش بازگشتی نداشت.
بداغی پیشتر نیز در دو نوبت برای ارائه توضیحات درباره فعالیتهای صنفی خود به همین نهاد احضار شده بود؛ رویهای تکرارشونده که نشان میدهد فشار امنیتی بر معلمان و فعالان صنفی نه یک اقدام مقطعی، بلکه بخشی از سیاست مهار تشکلیابی مستقل است. با این حال، ناپدید شدن پس از مراجعه «داوطلبانه» به نهاد امنیتی، مرز تازهای از بیپاسخگویی را ترسیم میکند.
در پی تداوم بیخبری، همسر کوکب بداغی ناچار شده با مراجعه به مراجع قضایی، شکایت رسمی «اعلام مفقودی» ثبت کند؛ اقدامی که خود گویای خلأ شفافیت و انکار مسئولیت از سوی نهادهای امنیتی است. همزمان، وضعیت خانواده—بهویژه فرزند خردسال بداغی—بهدلیل هجومهای پیشین و بازداشتهای مکرر مادر، از منظر روانی بهشدت آسیبپذیر گزارش شده است.
آنچه این پرونده را نگرانکنندهتر میکند، الگوی «ناپدیدسازی قهری» است: بازداشت بدون اعلام رسمی، بیاطلاعی خانواده از محل نگهداری و سلامت فرد، و فقدان پاسخگویی نهادی. چنین الگویی، بهویژه در شهرهایی چون ایذه، به ابزار بازدارندهای برای خاموشکردن صدای صنفی و اجتماعی بدل شده است.
در غیاب هرگونه اطلاع رسمی، پرسش اصلی پابرجاست: اگر کوکب بداغی بازداشت نشده، چرا از سرنوشت او خبری نیست؟ و اگر بازداشت شده، کدام نهاد مسئولیت حقوقی و انسانی این اقدام را میپذیرد؟ سکوت نهادها، خود به سندی علیه شفافیت تبدیل شده و نگرانیها درباره سلامت و امنیت این معلم اهوازی را تشدید میکند.



