
کشته شدن سید میثم موسوی، جوان عرب اهوازی در پرند زیر آتش نیروهای سرکوبگر حکومت تهران
کشته شدن سید میثم موسوی، شهروند عرب ۳۱ ساله و ساکن شهر پرند، بار دیگر الگوی خشونت سازمانیافته حکومت تهران علیه شهروندان عرب اهوازی را بهویژه در شهرهای مهاجرپذیر و حاشیهای برجسته کرده است؛ الگویی که در آن، اعتراض، اعتصاب یا حتی حضور عادی در فضای شهری با پاسخ مرگبار نیروهای سرکوبگر مواجه میشود.
بر اساس گزارشهای موثق، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، سید میثم موسوی حوالی ساعت ۱۲ شب، هنگام بازگشت به منزل و در نزدیکی مرکز خرید پرند، هدف شلیک مستقیم گلولههای ساچمهای و جنگی نیروهای سرکوبگر حکومت تهران قرار گرفت. شدت جراحات بهحدی بود که وی پس از انتقال به بیمارستان، روز بعد، ۱۹ دیماه، بر اثر خونریزی شدید جان خود را از دست داد.
منابع نزدیک به خانواده اعلام کردهاند که یک گلوله به ران پای او اصابت کرده، گلولهای دیگر از ناحیه کمر عبور کرده و بخش تحتانی بدنش بهشدت ساچمهخورده بود؛ شواهدی که از شلیک در فاصله نزدیک و قصد آشکار برای کشتن حکایت دارد، نه کنترل جمعیت یا مقابله با «اغتشاش» آنگونه که حکومت تهران ادعا میکند.
سید میثم موسوی، پدر یک دختر ۷ ساله و صاحب مغازه مبلمان در شهر پرند بود. او در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، همزمان با اعتصاب بازاریان، مغازه خود را تعطیل کرده بود؛ اقدامی مدنی که در فضای امنیتیشده شهرهای اطراف تهران، بهسرعت میتواند فرد را در معرض برخوردهای خشن قرار دهد.
بهگفته شاهدان، همسایگان پیکر مجروح میثم را یافته و خانواده را مطلع کردهاند. خانواده بهدلیل ترس از بازداشت و برخوردهای امنیتی، ناچار شدند تا صبح او را در خانه نگه دارند و سپس به یک بیمارستان خصوصی منتقل کنند. پس از عمل جراحی، میثم برای لحظاتی به هوش آمد و تنها جملهای که بر زبان آورد این بود: «دخترم را بیاورید ببینم»؛ جملهای که به نمادی از خشونت عریان حکومت تهران علیه زندگی خانوادگی و آینده کودکان عرب اهوازی تبدیل شد. او پیش از دیدن دخترش جان سپرد.
پیکر این شهروند عرب اهوازی در بهشت رضوان پرند به خاک سپرده شد؛ بیآنکه هیچ نهاد رسمی مسئولیت شلیک را بپذیرد یا توضیحی شفاف ارائه دهد.
شهر پرند، واقع در ۳۳ کیلومتری جنوبغربی تهران و از توابع شهرستان رباطکریم، طی سالهای اخیر به یکی از مقاصد مهاجرت اجباری خانوادههای عرب اهوازی تبدیل شده است؛ خانوادههایی که بهدلیل بحرانهای زیستمحیطی، بیکاری و سیاستهای تبعیضآمیز حکومت تهران، ناچار به ترک سرزمین مادری خود شدهاند. اکنون، همین شهرهای حاشیهای نیز به صحنه سرکوب مرگبار عربهای مهاجر بدل شدهاند.
قتل سید میثم موسوی را نمیتوان یک «حادثه» یا «خطای فردی» دانست؛ این رخداد در ادامه زنجیرهای از کشتار، ارعاب و سرکوب سیستماتیک شهروندان عرب اهوازی معنا پیدا میکند؛ سیاستی که هدف آن، خاموشکردن هرگونه اعتراض، همبستگی صنفی و حضور فعال اجتماعی است، حتی اگر بهای آن جان یک پدر و آینده یک کودک باشد.



