
کشتهشدن یک جوان بلوچ با گلوله جنگی حکومت تهران در اعتراضات کرج
در ادامه سرکوب خونین اعتراضات سراسری، یک شهروند ۲۰ ساله بلوچ در جریان اعتراضات مردمی کرج، با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای نظامی و امنیتی حکومت تهران به ناحیه سر کشته شد؛ رویدادی که بار دیگر نشان میدهد بلوچها، همانند ملت اهواز، از قربانیان مستقیم سیاست سرکوب، تبعیض و خشونت ساختاری حکومت تهران هستند.
به گزارش حالوش، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، «محسن اربابی» ۲۰ ساله، فرزند مولوی عبدالهادی و اهل شهر گُشت از توابع شهرستان سراوان، در جریان اعتراضات مردمی کرج هدف شلیک مستقیم نیروهای وابسته به حکومت تهران قرار گرفت و جان خود را از دست داد. هویت این شهروند بلوچ پس از روزها پیگیری خانواده و بستگانش احراز شده است.
بر اساس این گزارش، محسن اربابی که برای کارگری به کرج سفر کرده بود، پس از ناپدید شدن، نهایتاً در بیمارستان البرز کرج شناسایی شد. منابع مطلع میگویند پزشکی قانونی برای تحویل پیکر او، مبلغی در حدود یک میلیارد تومان از خانواده مطالبه کرده و همزمان تلاش داشته با اعمال فشار، خانواده را وادار کند اعلام کنند که او «عضو بسیج» بوده است؛ ادعایی که خانواده بهصراحت آن را رد کرده و تأکید دارند محسن تنها یک کارگر مهاجر بوده است.
بهدلیل ناتوانی خانواده در پرداخت این مبلغ و فشارهای امنیتی، روند تحویل پیکر با موانع جدی همراه شد. در نهایت، جسد این جوان بلوچ به بلوچستان منتقل و در تاریخ ۲۳ دیماه ۱۴۰۴ در زادگاهش به خاک سپرده شد.
این دومین مورد احراز هویت کشتهشدن یک شهروند بلوچ در اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ است که با وجود قطعی گسترده اینترنت و محدودیت شدید ارتباطات، مستند شده است. پیشتر نیز یک شهروند بلوچ اهل زاهدان که برای کارگری به شهرستان میبد رفته بود، همراه با دستکم ۱۲ معترض دیگر، بر اثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی حکومت تهران جان باخته بود.
همزمان گزارشها حاکی است که پس از آغاز اعتراضات، ارتباط شماری از شهروندان بلوچِ مهاجرِ کاری در شهرهایی چون تهران، مازندران، مشهد، شیراز و کرج با خانوادههایشان قطع شده است؛ موضوعی که نگرانی گستردهای درباره بازداشتهای پنهان، کشتار خاموش و ناپدیدسازی اجباری بهدست نیروهای امنیتی حکومت تهران ایجاد کرده است.
کشتهشدن محسن اربابی بار دیگر نشان میدهد که سیاست سرکوب حکومت تهران، مرز قومی و جغرافیایی نمیشناسد. بلوچها، همانند ملت اهواز و دیگر ملتهای تحت ستم، هدف گلوله، دروغسازی پس از مرگ و باجگیری از خانوادهها قرار میگیرند؛ الگویی که از یک سرکوب سیستماتیک و سازمانیافته علیه ملتهای غیرمرکزی در جغرافیای ایران حکایت دارد.



