اخباراخبار ايرانبین الملل

واشنگتن در پی «ضربه غافلگیرکننده» به حکومت تهران پس از کشتار دی‌ماه

در پی کشتار خونین قیام ملی دی‌ماه ۱۴۰۴ به دست حکومت تهران و هم‌زمان با تشدید آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه، نشانه‌ها از افزایش احتمال یک حمله نظامی مستقیم علیه حکومت تهران حکایت دارد. تهدیدهای صریح دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در کنار اظهارات غیرمستقیم مقامات واشنگتن و تحرکات میدانی، فضای منطقه را وارد مرحله‌ای تازه و پرتنش کرده است؛ مرحله‌ای که ابهام، به‌نظر می‌رسد بخشی از راهبرد حمله باشد.

ترامپ به‌تازگی اعلام کرده آمریکا «سلاح‌هایی در اختیار دارد که کسی از وجودشان خبر ندارد»؛ جمله‌ای که از سوی تحلیلگران به‌عنوان پیام بازدارنده‌ای هدفمند و مقدمه‌ای برای ایجاد شوک روانی در رأس قدرت در حکومت تهران تفسیر شده است. تجربه‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که ایالات متحده، همانند متحدانش، به‌دنبال تکرار الگوهای قابل پیش‌بینی نیست.

الگوی حمله اسرائیل به مواضع وابسته به حکومت تهران در جنگ ۱۲روزه و به‌ویژه بامداد ۲۳ خرداد، نمونه‌ای روشن از این رویکرد بود: غافلگیری کامل، وارد آوردن ضربات قاطع در ساعات نخست و فلج‌سازی هم‌زمان پدافند، ارتباطات و زنجیره فرماندهی. نتیجه این حمله، ایجاد شوکی ساختاری در سامانه تصمیم‌گیری حکومت تهران بود؛ شوکی که حتی با گذشت روزها نیز ترمیم نشد.

اکنون این پرسش مطرح است که اگر آمریکا وارد تقابل نظامی مستقیم با حکومت تهران شود، آیا همان مسیر را تکرار می‌کند یا به‌دنبال «شگفتی» تازه‌ای خواهد رفت؟ پاسخ بسیاری از تحلیلگران نظامی، گزینه دوم است.

در راهبرد نظامی ایالات متحده، «غافلگیری شناختی» جایگاهی کلیدی یافته است؛ راهبردی که هدف آن نه‌فقط تخریب فیزیکی، بلکه ناتوان‌سازی طرف مقابل در درک، تحلیل و واکنش به آن‌چه رخ داده است. در همین چارچوب، استفاده از ابزارهای غیرسنتی مانند سلاح‌های پالس الکترومغناطیسی (EMP) و مایکروویوهای پرانرژی (HPM) بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.

این سلاح‌ها می‌توانند بدون بمباران گسترده، شبکه برق، رادارها، پدافند هوایی و ارتباطات نظامی و غیرنظامی در جغرافیای ایران را از کار بیندازند و مراکز فرماندهی را فلج کنند؛ سناریویی که دقیقا با اهداف واشنگتن هم‌خوانی دارد: ضربه سریع، پرهیز از جنگ فرسایشی و وارد آوردن شوک قاطع به ساختار قدرت در حکومت تهران.

در حالی که حکومت تهران طی سال‌های اخیر از سرمایه‌گذاری بر جنگ الکترونیک و حتی ادعاهایی درباره «بمب الکترومغناطیسی بومی» سخن گفته، شواهد معتبری از دستیابی این حکومت به توان عملیاتی هم‌تراز آمریکا یا اسرائیل وجود ندارد. وابستگی گسترده به زیرساخت‌های الکترونیکی فرسوده در جغرافیای ایران و نبود سامانه‌های مقاوم در برابر EMP، آسیب‌پذیری ساختاری حکومت تهران را تشدید کرده است.

اگر حمله‌ای در کار باشد، بعید است واشنگتن همان مسیری را برود که اسرائیل پیش‌تر طی کرد. منطق نظامی تکرار را رد می‌کند و بر خلق شگفتی جدید تأکید دارد؛ شگفتی‌ای که نه‌تنها حکومت تهران، بلکه افکار عمومی جهان را نیز غافلگیر کند.

اگر چه پالس الکترومغناطیسی ابزار اصلی این سناریو باشد و چه بخشی از یک حمله ترکیبی، یک نکته روشن است: پس از کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴، حکومت تهران بیش از هر زمان دیگر متزلزل به نظر می‌رسد و تهدیدهای آشکار ترامپ، فشار روانی و استراتژیک بر نظامی را افزایش داده که در برابر «ضربه غافلگیرکننده» آماده به نظر نمی‌رسد.

 

 

موضوعات ذات صلة

دکمه بازگشت به بالا