
نماینده ایالات متحده در سازمان ملل با تأکید بر رویکرد عملی دونالد ترامپ اعلام کرد که رئیسجمهور آمریکا برخلاف رویههای رایج در نهادهای بینالمللی، اهل گفتوگوهای بیپایان و جلسات فرسایشی نیست و در برابر ادامه کشتار، اقدام عملی را در اولویت قرار میدهد.
مایک والتز، فرستاده آمریکا در سازمان ملل، با انتقاد ضمنی از عملکرد سالهای گذشته این نهاد گفت: «آنچه سالها در سازمان ملل دیدهایم، چرخهای از نشستها و بیانیهها بدون نتیجه بوده است.» او تأکید کرد که دونالد ترامپ بهصراحت اعلام کرده برای توقف کشتار، همه گزینهها روی میز قرار دارد و واشنگتن در صورت لزوم از بهکارگیری ابزارهای عملی، از جمله گزینههای سخت، ابایی نخواهد داشت.
تغییر لحن، تغییر راهبرد
اظهارات نماینده آمریکا را میتوان نشانهای از تغییر فاز سیاست واشنگتن دانست؛ تغییری که از مدیریت بحران از طریق دیپلماسی فرسایشی، به سمت بازدارندگی فعال و اقدام مستقیم حرکت میکند. این پیام، بهویژه برای بازیگرانی که به تداوم خشونت، سرکوب یا بیثباتسازی منطقه متهم هستند، حامل هشدار روشنی است.
تحلیلگران معتقدند تأکید بر «همه گزینهها» نهتنها مصرف داخلی ندارد، بلکه بخشی از یک راهبرد فشار چندلایه است که هدف آن تغییر محاسبات طرف مقابل و افزایش هزینه ادامه وضعیت موجود است.
پیامدهای منطقهای؛ نگرانی از تشدید سرکوب داخلی
در تجربههای پیشین، هر بار که لحن تقابلی واشنگتن تشدید شده، حکومتهای تحت فشار خارجی تلاش کردهاند با امنیتیسازی فضای داخلی و تشدید سرکوب، کنترل اوضاع را حفظ کنند. در این چارچوب، نگرانیها درباره افزایش فشار بر شهروندان، بهویژه در مناطق معترض و بهحاشیهراندهشده، افزایش یافته است.
ناظران حقوق بشری هشدار میدهند که چنین شرایطی میتواند به همزمانی تنش خارجی و سرکوب داخلی منجر شود؛ وضعیتی که هزینه اصلی آن را شهروندان عادی میپردازند.
سازمان ملل؛ حاشیهنشین در معادله جدید؟
انتقاد صریح نماینده آمریکا از «جلسات بیپایان» سازمان ملل، بیانگر کاهش اعتماد واشنگتن به کارآمدی سازوکارهای سنتی این نهاد است. در معادله جدید، سازمان ملل بیش از آنکه میدان تصمیمگیری باشد، به صحنه اعلام مواضع سیاسی تبدیل شده است؛ در حالی که تصمیمهای واقعی در خارج از این چارچوب اتخاذ میشوند.
اظهارات مایک والتز پیامی روشن دارد: دولت ترامپ قصد ندارد در برابر ادامه کشتار و خشونت، به بیانیهدرمانی بسنده کند. تأکید بر «همه گزینهها روی میز است» نشاندهنده راهبردی است که میتواند موازنهها را تغییر دهد، اما همزمان خطر گسترش تنش و افزایش فشار بر جوامع آسیبپذیر را نیز به همراه دارد. مسیری که پیامدهای آن، نهتنها در سطح دیپلماتیک، بلکه در زندگی روزمره مردم منطقه احساس خواهد شد.



