اخباراخبار ايران

نیکی هیلی: مذاکره بدون تسلیم کامل حکومت تهران، توهم است

اظهارات اخیر نیکی هیلی، سفیر پیشین ایالات متحده در سازمان ملل، بار دیگر شکاف عمیق میان رویکرد واقعی واشنگتن و بن‌بست ساختاری حاکم بر رفتار حکومت تهران را برجسته کرده است. هیلی در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز تأکید کرد که آمریکا باید بدون عقب‌نشینی، بر مطالبات کلیدی خود از حکومت تهران پافشاری کند؛ مطالباتی که شامل پایان کامل غنی‌سازی اورانیوم، توقف برنامه موشک‌های بالستیک، آزادی مردم ایران و قطع تأمین مالی نیروهای نیابتی تهران است.

این موضع‌گیری صریح، در واقع اعلام پایان توهم «توافق حداقلی» با حاکمیتی است که به گفته هیلی، «هرگز با خواسته‌های آمریکا موافقت نخواهد کرد». از نگاه او، ساختار ایدئولوژیک و امنیتی حکومت تهران به‌گونه‌ای طراحی شده که هرگونه عقب‌نشینی واقعی را معادل فروپاشی درونی خود می‌داند.

هیلی با لحنی کم‌سابقه، از دونالد ترامپ خواست تا از فضای کنونی مذاکرات به‌عنوان فرصتی تعیین‌کننده برای خفه کردن حکومت تهران در نطفه استفاده کند؛ عبارتی که نشان می‌دهد بخشی از جریان سیاسی آمریکا دیگر مذاکره را ابزار حل بحران نمی‌داند، بلکه آن را مقدمه‌ای برای اعمال فشار قاطع‌تر تلقی می‌کند.

این سخنان در حالی مطرح می‌شود که دونالد ترامپ نیز پیش‌تر در گفت‌وگو با شبکه «اِن۱۲» اسرائیل و وب‌سایت آکسیوس هشدار داده بود در صورت شکست مذاکرات، آمریکا آماده انجام «اقدامی بسیار سخت» خواهد بود. اشاره او به احتمال اعزام دومین ناو هواپیمابر به خاورمیانه، نشانه‌ای روشن از ورود تهدید نظامی به مرحله بازدارندگی عملی است، نه

شایان ذکر است که مجموعه این اظهارات، بیش از آنکه پیام دیپلماتیک باشد، بیانگر این واقعیت است که حکومت تهران در یک بن‌بست استراتژیک قرار گرفته است:

از یک‌سو اقتصاد فرسوده، بحران مشروعیت داخلی و ناتوانی در مهار نارضایتی اجتماعی؛ و از سوی دیگر، اصرار بر برنامه‌های هسته‌ای، موشکی و سیاست صدور بحران که اساس بقای امنیتی آن را شکل می‌دهد.

در چنین شرایطی، هرگونه توافقی که مستلزم توقف این مؤلفه‌ها باشد، عملاً به معنای عقب‌نشینی از ستون‌های اصلی قدرت حکومت تهران است؛ امری که به گفته نیکی هیلی، این حاکمیت هرگز آن را نخواهد پذیرفت.

مجموع پیام‌های ارسال‌شده از واشنگتن نشان می‌دهد گزینه‌ها به‌سرعت در حال محدود شدن‌اند:
یا تسلیم کامل حکومت تهران در برابر مطالبات راهبردی آمریکا، یا ورود به مرحله‌ای از تقابل که می‌تواند شامل فشار نظامی مستقیم یا اقدامات سخت‌تر منطقه‌ای باشد.

در این میان، آنچه همچنان غایب است، صدای مردم جغرافیای ایران است؛ مردمی که به گفته خود مقامات آمریکایی، باید آزاد شوند، اما در عمل هزینه اصلی هر سناریوی شکست یا تقابل را می‌پردازند.

موضوعات ذات صلة

دکمه بازگشت به بالا