
مقایسهای که به سوژه تمسخر تبدیل شد؛ عظمت ناو «آبراهام لینکلن» در برابر زیردریاییهای نحیف حکومت تهران
انتشار ویدیوها و مطالب تبلیغاتی وابسته به رسانههای نزدیک به حکومت تهران درباره «قابلیت مقابله زیردریاییهای ایران با ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن»، موجی از واکنش، تمسخر و طنز تلخ را در شبکههای اجتماعی بهراه انداخته است؛ واکنشهایی که بیش از هر چیز، فاصله عمیق میان تبلیغات نظامی و واقعیت عینی توان دریایی را برجسته میکند.

در تازهترین نمونه، رسانههای وابسته به سپاه پاسداران با تیترهایی نظیر «هشدار برای ناو آبراهام لینکلن» و «استقرار زیردریایی فاتح در خلیج» تلاش کردند تصویری از بازدارندگی دریایی ارائه دهند. اما همین ادعاها، با انتشار تصاویر و مقایسههای ساده، بهسرعت به سوژه تمسخر کاربران شبکههای اجتماعی تبدیل شد.
کاربران با مقایسه بصری و فنی، به اختلاف فاحش ابعاد اشاره کردهاند:
ناو هواپیمابر USS Abraham Lincoln شهری شناور است؛ سازهای غولپیکر که هزاران سرباز، دهها فروند جنگنده، سامانههای پدافندی چندلایه و ناوشکنها و زیردریاییهای هستهای اسکورتکننده را در خود جای میدهد. در تصاویر منتشرشده، صفوف منظم سربازان بر عرشه این ناو، عظمت آن را بهوضوح به نمایش میگذارد.
در مقابل، کاربران با لحنی طعنهآمیز نوشتهاند که حجم زیردریاییهای حکومت تهران، بهزحمت امکان ایستادن همزمان حدود ۲۰ سرباز روی بدنه آن را فراهم میکند؛ مقایسهای که بهسرعت به نماد شکاف میان واقعیت و تبلیغات رسمی تبدیل شده است. بسیاری از واکنشها تأکید دارند که مقایسه چنین زیرسطحیهای کوچک با یک ناو هواپیمابر اتمی، نه نشانه قدرت، بلکه مصداق «توهم نظامی» است.
در فضای مجازی، این تمسخر با کنایههای تندتری نیز همراه شده است. برخی کاربران نوشتهاند زیردریاییهایی که قرار است ناو هواپیمابر آمریکا را تهدید کنند، بیشتر شبیه سازههایی هستند که «در کارگاههای حلبیسازی رمضون گالوانیزه و پسران با مسئولیت محدود» تولید شدهاند؛ عبارتی که بهسرعت به یک کلیدواژه طنزآلود در واکنشها تبدیل شد و بیاعتمادی عمومی به روایتهای رسمی را بازتاب داد.

شایان ذکر است که سابقه مبهم و پنهانکاریشده ناوگان زیرسطحی حکومت تهران اشاره کردهاند؛ از گزارشهای تأییدنشده درباره نقصهای فنی، حوادث مرگبار و حتی غرقشدن زیردریاییها در سالهای گذشته، تا سکوت مقامات نظامی درباره سرنوشت خدمه و جزئیات این رخدادها. بهباور کاربران، وقتی گذشته با ابهام و انکار همراه بوده، ادعاهای امروز نیز جدی گرفته نمیشود.
گفته می شود موج تمسخر در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که اینبار تبلیغات نظامی نتیجهای معکوس داشته است. «هشدار برای ناو آبراهام لینکلن» در افکار عمومی نه نمایش قدرت، بلکه نمادی از شکاف عمیق میان عظمت واقعی یک ناو هواپیمابر و ادعاهای اغراقآمیز حکومت تهران تلقی شده است؛ شکافی که هر روز آشکارتر میشود.



