
در حالی که میلیونها نفر در جغرافیای ایران زیر فشار سرکوب، فقر و نقض گسترده حقوق اساسی زندگی میکنند، بخش قابلتوجهی از خانوادههای مقامهای ارشد حکومت تهران سالهاست از امنیت، رفاه و مزایای اقامت در آمریکا، کانادا، اروپا و استرالیا برخوردارند. اکنون نشانههایی جدی از تغییر این وضعیت دیده میشود؛ تغییری که میتواند معادله «قدرت در داخل، آسایش در خارج» را برهم بزند.
به گفته مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، کسانی که از سرکوب خشن مردم جغرفیای ایران سود میبرند، حق استفاده از نظام مهاجرتی ایالات متحده را ندارند.
وزارت خارجه ایالات متحده با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی اکس اعلام کرد که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، این هفته اقداماتی را برای لغو امتیاز حضور مقامهای ارشد حکومت تهران و اعضای خانوادههای آنان در ایالات متحده آغاز کرده است. در این پیام تأکید شده است: «در حالی که مردم ایران همچنان برای حقوق اساسی خود مبارزه میکنند، کسانی که از سرکوب خشن حکومت ایران سود میبرند، اجازه ندارند از نظام مهاجرتی ما بهرهمند شوند.»
این تصمیم، مستقیماً به یکی از عمیقترین تناقضهای ساختاری حکومت تهران اشاره دارد؛ مقامی که در داخل، سیاستهای سرکوبگرانه را توجیه یا اجرا میکند، اما خانوادهاش در همان کشورهایی زندگی میکنند که در گفتمان رسمی «دشمن» معرفی میشوند. فهرست فرزندان مقامهای ارشد که در خارج از کشور اقامت یا تابعیت گرفتهاند، طولانی و متنوع است؛ از آمریکا و کانادا تا سوئیس، اتریش و استرالیا.
در میان نامهای مطرحشده، میتوان به دختر علیرضا زاکانی، شهردار تهران، با اقامت در سوئیس اشاره کرد؛ زینب قائمپناه، معاون اجرایی دولت چهاردهم که در ایالات متحده سکونت دارد؛ و فرزندان چهرههایی چون سعید حجاریان، محسن میردامادی و حبیبالله بیطرف که همگی سابقه حضور در اشغال سفارت آمریکا را داشتهاند، اما امروز خانوادههایشان در همان کشور زندگی میکنند.
همچنین آزاده و طناز روحانی، دو دختر حسن روحانی، رئیسجمهوری پیشین، بهترتیب در ایالات متحده و اتریش ساکناند؛ سینا اردشیر لاریجانی، فرزند فاضل لاریجانی، در ونکوور کانادا زندگی میکند؛ و نامهایی چون فرزندان بیژن زنگنه، منیره علوی (دختر محمود علوی)، نعیمه اشراقی (نوه روحالله خمینی) و بستگان مقامهایی چون محمد امامی کاشانی، محمدحسن ابوترابیفرد، انسیه و کبری خزعلی، محمدباقر قالیباف و سورنا ستاری نیز در این فهرست دیده میشود.
در سالهای اخیر، فعالان مدنی و سیاسی ایرانی با مستندسازی دقیق زندگی و وضعیت اقامتی فرزندان مقامهایی چون علی لاریجانی، معصومه ابتکار، محمد خاتمی، محمدجواد ظریف، علیرضا زاکانی، رحیم صفوی و دیگر چهرههای حکومتی، از دولتهای میزبان خواستهاند اقامت و مجوز اشتغال این افراد را لغو کنند. استدلال اصلی آنان این است که این مهاجرتها نه نتیجه شایستگی فردی، بلکه حاصل دسترسی به منابع عمومی و قدرت سیاسی بوده و خانوادهها از رنج میلیونها ایرانی منتفع شدهاند.
اقدام اخیر وزارت خارجه آمریکا را میتوان پاسخی عملی به همین فشارهای مستمر دانست؛ پاسخی که پیام روشنی دارد: بهرهمندی از مزایای نظامهای دموکراتیک، با مشارکت یا انتفاع از سرکوب در تضاد است.
در همین چارچوب، انتظار میرود استرالیا نیز بهزودی مسیر مشابهی را در پیش بگیرد. فعالان معتقدند آغاز چنین روندی در استرالیا، بیش از هر چیز به پشتکار، انسجام و مطالبهگری جامعه ایرانی این کشور بستگی دارد. تجربه آمریکا نشان میدهد که فشار سازمانیافته افکار عمومی و مستندسازی دقیق میتواند به تصمیمهای سیاسی ملموس منجر شود.
در مجموع، لغو امتیازهای مهاجرتی مقامهای حکومت تهران و خانوادههایشان، اگر بهصورت گسترده و هماهنگ اجرا شود، میتواند یکی از معدود ابزارهای مؤثر برای پاسخگو کردن ساختاری باشد که سالها هزینه سیاستهایش را به مردم داخل کشور تحمیل کرده، اما ثمره آن را در خارج برداشت کرده است.



