اخباراخبار ايران

قتل عارف گل‌محمدی؛ روایت تازه‌ای از ناپدیدسازی و سرکوب مرگبار معترضان

بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی ایران‌اینترنشنال، عارف گل‌محمدی، از شهروندان ساکن کرج (شهرک ۱۱۰)، در جریان اعتراضات دی‌ماه جان خود را از دست داده است؛ اما آنچه این پرونده را فراتر از یک «کشته‌شدن در اعتراضات» قرار می‌دهد، شیوه ناپدیدسازی، نحوه قتل و برخورد امنیتی با خانواده اوست.

عارف گل‌محمدی روز ۱۸ دی‌ماه پس از خروج از منزل برای حضور در اعتراضات، ناپدید شد و خانواده‌اش برای روزها در بی‌خبری مطلق به سر بردند. پیگیری‌ها و جست‌وجوهای مکرر خانواده سرانجام ۱۲ روز بعد به شناسایی پیکر او در سردخانه بهشت سکینه انجامید؛ پیکری که به دلیل شدت جراحات وارده به سر، قابل شناسایی از طریق چهره نبود و خانواده تنها از طریق تتوی روی بدن او موفق به احراز هویت شدند.

بر اساس گزارش‌ها، عارف گل‌محمدی بر اثر اصابت مستقیم گلوله به سر و قلب جان باخته است؛ موضوعی که بار دیگر فرضیه «شلیک مستقیم به معترضان» را تقویت می‌کند؛ رویکردی که در خیزش‌های اخیر بارها توسط نهادهای حقوق بشری مستند شده است.

ابعاد امنیتی این پرونده تنها به نحوه قتل محدود نمانده است. گزارش‌ها حاکی است که نیروهای امنیتی حتی پس از کشته‌شدن نیز کنترل کامل بر روند تحویل و دفن پیکر را در دست داشته‌اند. خانواده عارف گل‌محمدی از دفن او در بهشت سکینه منع شدند و پیکرش تحت فشار و نظارت امنیتی در پلنگ‌آباد اشتهارد به خاک سپرده شد؛ الگویی آشنا که پیش‌تر نیز در موارد مشابه برای جلوگیری از شکل‌گیری تجمعات اعتراضی و مراسم عمومی تکرار شده است.

پرونده عارف گل‌محمدی، نمونه‌ای دیگر از سیاست سرکوب چندلایه حکومت جمهوری اسلامی است؛ از شلیک مرگبار در خیابان، تا ناپدیدسازی موقت، تحویل دیرهنگام پیکر، و محدودسازی خانواده حتی در حق ابتدایی سوگواری. این روند، نه‌تنها نقض آشکار حقوق بشر، بلکه تلاشی سیستماتیک برای حذف روایت قربانیان و پاک‌کردن رد جنایت از حافظه عمومی است.

نام عارف گل‌محمدی اکنون به فهرست بلند قربانیان اعتراضات دی‌ماه افزوده شده است؛ فهرستی که هر نام آن، پرسشی بی‌پاسخ درباره مسئولیت‌پذیری، عدالت و پایان‌دادن به چرخه خشونت دولتی در ایران است.

موضوعات ذات صلة

دکمه بازگشت به بالا