
قتل امیرعلی یحیایی، نوجوان ۱۷ ساله با گلوله ساچمهای و دفن شبانه توسط حکومت تهران در دزفول
امیرعلی یحیایی، نوجوان ۱۷ ساله و دانشآموز هنرستان در شهر دزفول، به فهرست قربانیان سرکوب اعتراضات مردمی در اهواز افزوده شد؛ قربانیای که هویت او بنا بر گزارش رادیو فردا تأیید شده و مرگش بار دیگر ابعاد پنهان خشونت ساختاری حکومت تهران علیه معترضان، بهویژه نوجوانان، را آشکار میکند.
به گفته یکی از بستگان امیرعلی یحیایی، او روز ۱۹ دیماه و در جریان اعتراضات مردمی در دزفول، بر اثر اصابت گلولههای ساچمهای از ناحیه سر بهشدت مجروح شد. این نوجوان پس از حدود دو هفته تحمل جراحات، سرانجام سوم بهمنماه در یکی از بیمارستانهای خوزستان جان باخت؛ مرگی که به گفته نزدیکانش، نتیجه مستقیم استفاده نیروهای سرکوبگر از سلاحهای غیرکشندهنمای مرگبار علیه معترضان بوده است.
امیرعلی یحیایی دانشآموز پایه یازدهم هنرستان کار و دانش دزفول بود و همزمان برای کمک به خانوادهاش در یک سوپرمارکت کار میکرد. نزدیکان او میگویند این نوجوان آرزو داشت با خرید یک لپتاپ حرفهای، وارد دنیای برنامهنویسی شود؛ رؤیایی ساده که با شلیک نیروهای امنیتی حکومت تهران برای همیشه خاموش شد.
پس از جانباختن امیرعلی، روندی که خانوادههای قربانیان سرکوب بارها تجربه کردهاند، بار دیگر تکرار شد. پیکر این نوجوان ساعت ۵ بامداد روز ۹ بهمنماه، در فضایی امنیتی و با حضور نیروهای امنیتی، تنها با همراهی اعضای درجهیک خانوادهاش در اندیمشک به خاک سپرده شد؛ بدون مراسم عمومی و بدون امکان وداع مردمی.
به گفته منابع نزدیک به خانواده، نهادهای امنیتی از خانواده امیرعلی یحیایی خواسته بودند او را بهعنوان «بسیجی» معرفی کرده و در قطعه موسوم به شهدا دفن کنند؛ درخواستی که با مخالفت قاطع خانواده مواجه شد. علاوه بر این، از خانواده تعهد گرفته شده که درباره نحوه کشتهشدن فرزندشان هیچگونه اطلاعرسانی نکنند و حتی اجازه چاپ اعلامیه ترحیم یا برگزاری مراسم بزرگداشت نیز به آنها داده نشده است.
از منظر تحلیلی، پرونده امیرعلی یحیایی نمونهای روشن از سرکوب چندلایه حکومت تهران است؛ سرکوبی که نهتنها در لحظه شلیک و قتل معترضان متوقف نمیشود، بلکه با تحمیل سکوت، دفن شبانه، تحریف هویت قربانی و حذف هرگونه امکان سوگواری عمومی ادامه مییابد. هدف این روند، به باور ناظران، پاککردن رد جنایت و جلوگیری از تبدیل قربانیان به نمادهای اعتراضی در حافظه جمعی جامعه است.
مرگ امیرعلی یحیایی، نوجوانی از خوزستان که تنها جرمش حضور در خیابان و رؤیای آیندهای بهتر بود، بار دیگر نشان میدهد که سیاست سرکوب حکومت تهران، مرزی میان کودک و بزرگسال، دانشآموز و معترض قائل نیست و اعتراض مدنی را با گلوله پاسخ میدهد.



