
شلیک مستقیم حکومت تهران به کسانی که نخواستند پیکر افسانه رضویان، دختر معترض، به دست نیروهای سرکوب بیفتد
روایت کشته شدن افسانه رضویان در جریان اعتراضات شب پنجشنبه ۱۸ دیماه در شهر چالوس، تصویری عریان از شیوه مواجهه نیروهای سرکوب با معترضان و حتی پیکر جانباختگان ارائه میدهد؛ روایتی که نشان میدهد خشونت، تنها به متفرقکردن تجمعات محدود نمانده و تا حذف فیزیکی شاهدان و جلوگیری از ثبت حقیقت پیش رفته است.
بر اساس گزارشهای میدانی، در حالی که اعتراضات در چالوس جریان داشت، نیروهای سرکوب بدون هیچگونه هشدار قبلی اقدام به شلیک مستقیم به سوی مردم کردند. در لحظات نخست این تیراندازی، افسانه رضویان، دختر جوانی که در خیابان حضور داشت، هدف گلوله قرار گرفت و پیکرش در میان خیابان بر زمین افتاد؛ صحنهای که بهسرعت به کانونی از مقاومت انسانی بدل شد.
شاهدان میگویند حاضران در صحنه، یکبهیک تلاش کردند خود را به پیکر افسانه برسانند تا او را به عقب بکشند و مانع از دسترسی نیروهای امنیتی به جسد شوند. این تلاشها نه با سلاح، بلکه با بدنهای بیدفاع و از سر یک انتخاب اخلاقی انجام میشد: حفظ حرمت پیکر یک معترض و جلوگیری از ربودهشدن او، سرنوشتی که پیشتر بارها برای جانباختگان اعتراضات تکرار شده بود.
اما واکنش نیروهای سرکوب، به گفته شاهدان، وارد مرحلهای خشنتر شد. مأموران با درک هدف مردم، اقدام به کمین کردند و هر فردی را که برای نجات پیکر افسانه رضویان به او نزدیک میشد، هدف گلوله قرار دادند. در این لحظه، خیابان نهتنها صحنه سرکوب اعتراض، بلکه میدان تیر علیه کسانی شد که میخواستند از یک پیکر بیجان دفاع کنند.
اهمیت این روایت، فراتر از یک واقعه محلی است. آنچه در چالوس رخ داد، نشاندهنده الگویی تکرارشونده در برخورد حکومت تهران با اعتراضات است؛ الگویی که در آن، کنترل روایت و حذف شواهد، به اندازه سرکوب خیابانی اهمیت دارد. شلیک به افرادی که قصد انتقال پیکر جانباخته را دارند، تلاشی آشکار برای جلوگیری از ثبت حقیقت، تشییع عمومی و تبدیل قربانیان به نماد مقاومت است.
در نهایت، نام افسانه رضویان بهعنوان یکی از قربانیان این سرکوب خونین، تنها یادآور یک جان از دسترفته نیست؛ بلکه نماد لحظهای است که خشونت عریان حاکمیت با همبستگی انسانی مردم روبهرو شد. مردانی که برای حفظ پیکر او پیش رفتند و هدف گلوله قرار گرفتند، نشان دادند که حتی در برابر سلاح، تلاش برای حفظ کرامت انسانی میتواند به شکلی از مقاومت بدل شود؛ مقاومتی که اگرچه با گلوله پاسخ داده شد، اما در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.



