
شطرنجِ خونینِ اطلاعات؛ سپر قرار دادنِ ملت اهواز در تقابل ایران و آمریکا
امین زرکانی
مهندسیِ «خروج» در سایهیِ «جنگ»، تحلیلِ استراتژیِ نوین در اهواز
وقتی تهدیدِ خارجی، بهانهیِ پاکسازیِ داخلی میشود
این روزها در حالی که اخبار از آرایش نظامی ناوهای ترامپ و احتمال درگیری نظامی میگویند، در جغرافیای اهواز اتفاقی فراتر از یک جابجایی نیرو در جریان است. اینجا «جنگ» پیش از آنکه آغاز شود، به عنوان یک اهرم استراتژیک توسط نهادهای امنیتی به کار گرفته شده تا پروژهای را که سالها در جریان بود، به نقطه نهایی خود برساند: خالی کردن سکنه بومی و تغییر ماهیت سرزمین اهواز.
۱. سیاستِ «سپر بلا» اعتراف به یک راهبردِ خطرناک
دکتر عارف کعبی اخیراً با صراحت، پرده از سیاستی برداشت که اهواز را به «سپر بلای» بحرانهای مرکز تبدیل کرده است. او با اشاره به انفجار در مقر سپاه در بندرعباس، معتقد است که حاکمیت با گسیل نیروها به اهواز، آگاهانه در حال انتقالِ هزینههای امنیتی و نظامی به این منطقه است.
در این استراتژی، اهواز نه به اینخاطر که باید محافظت شود، بلکه یک «ضربه گیر» نظامی تعریف شده است. هدف این است که در صورت وقوع جنگ، مردم بومی در میانهی آتش قرار بگیرند تا هم هزینهی انسانی به این ملت تحمیل شود و هم بهانهای برای «وضعیت فوقالعاده» و تخلیه اجباری فراهم گردد.
۲. حشدالشعبی و تاکتیکِ «رعب و هجرت»
استقرار نیروهای حشدالشعبی در شهرهای اهواز، دقیقاً تکهای از پازل وزارت اطلاعات برای ایجاد «ناامنیِ روانی» است. این نیروها با مأموریتی فراتر از مرزداری، وظیفه دارند اتمسفر شهر را چنان سنگین و ناامن کنند که ملت عرب اهواز، ماندن را به بهای جان و کرامت خود نبیند.
وزارت اطلاعات با تکیه بر این تاکتیک، به دنبال ایجاد یک «هراسِ دستهجمعی» است. پیام واضح است: «یا بروید، یا در میانهی درگیریها و سرکوبها نابود شوید.» اینجاست که جنگ، به جای آنکه تهدیدی برای مرزها باشد، به فرصتی برای وزارت اطلاعات تبدیل میشود تا با رعبآفرینی، ملت را به سمت مهاجرت و رها کردن خانه و آشیانه سوق دهد.
۳. غارتِ زمین و تبعیضِ سیستماتیک، تیرِ خلاص به هویتِ بومی
بخش دیگری از این استراتژی، نابود کردن زیرساختهای زیستی بومیان است. مصادره زمینهای مسکونی و کشاورزیِ ملت اهواز به بهانههای امنیتی و نظامی، در واقع بریدنِ ریشهی اقتصادی مردم از خاکشان است.
در حالی که جوانان عرب با مدارک فوقدانشگاهی در سرزمین خود تحقیر شده و حداکثر به عنوان کارگر زیردست به کار گرفته میشوند، راه برای ورود مهاجران غیربومی با سمتهای مدیریتی باورنکردنی و امتیازات نجومی هموار شده است. این یک «آپارتاید اداری،اقتصادی» است که هدفش روشن است: بیکلافه کردن مردم بومی تا جایی که مهاجرت و کارگری در شهرهای دیگر را به ماندن و تحقیر شدن در اهواز ترجیح دهند.
۴. فرآیند دوربرد: حذفِ ادعایِ تاریخی
این پروسه، یک اقدام مقطعی نیست؛ بلکه یک نقشهی «دوربرد» است. وزارت اطلاعات میداند که اگر اهواز از حضور فیزیکی ملت عرب خالی شود، در آینده هیچ صدایی برای ادعای حقِ مالکیت، زبان مادری و ثروتهای نفتی بلند نخواهد شد. آنها میخواهند اهواز را به سرزمینی «خالی از هویت بومی» تبدیل کنند تا مهاجرانِ صاحبامتیاز، وارثانِ جدید این خاک باشند.
نتیجهگیری: بیداری در برابرِ نقشهیِ تخلیه
آنچه امروز در اهواز رخ میدهد، نه یک اتفاق طبیعیِ ناشی از جنگ، بلکه یک مهندسیِ دقیق جمعیتی است. سخنان دکتر عارف کعبی درباره «سپر بلا کردن اهواز» و استقرار حشدالشعبی، هشداری است برای درکِ حقیقتِ پشتِ پرده. ایستادگی در برابر این نقشه، تنها از طریق آگاهی نسبت به این استراتژیِ وزارت اطلاعات ممکن است. ملت اهواز باید بداند که هر وجب از خاکی که امروز به بهانهی جنگ رها شود، فردا به پاداشی برای مهاجران غیربومی تبدیل خواهد شد.



