اخبار ايرانمقالات

رقص سوگ در چهلم جان‌باختگان دی‌ماه؛ شکاف عمیق مردم با آیین رسمی حکومت تهران

برگزاری مراسم چهلم جان‌باختگان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی در شهرهای مختلف جغرافیای ایران، به صحنه‌ای متفاوت از عزاداری بدل شد؛ آیینی که نه با نوحه‌های رسمی و قرائت قرآن حکومتی، بلکه با «عزای عروسی‌نشده‌ها» و رقص سوگ در گورستان‌ها معنا یافت. بسیاری از کشته‌شدگان جوان، مجرد و در آستانه آغاز زندگی بودند و خانواده‌ها برای فرزندان ناکام خود، مراسمی میان عزا و عروسی برپا کردند؛ پاسخی فرهنگی به فقدانی که با زبان رسمی سوگواری هم‌خوانی نداشت.

در ده‌ها شهر، هزاران ویدیو از این مراسم منتشر شد: حلقه‌های رقص آرام اطراف مزارها، موسیقی‌هایی خارج از چارچوب نوحه‌های حکومتی، و آیین‌هایی که اندوه را به کنش جمعیِ مقاومتِ نمادین تبدیل می‌کرد. «رقص سوگ» در این روایت‌ها نه انکار غم، که راهی برای زنده نگه‌داشتن یاد جوانانی بود که فرصت زیستن از آنان گرفته شد.

تحلیل اجتماعی این پدیده نشان می‌دهد که جامعه در حال بازتعریف مناسک مرگ است. وقتی الگوهای رسمی عزاداری با تجربه زیسته مردم هم‌خوانی ندارد—به‌ویژه در مواجهه با مرگ‌های خشونت‌بار—جامعه به خلق آیین‌های بدیل روی می‌آورد. این آیین‌ها هم‌زمان کارکرد سوگ، اعتراض و بازپس‌گیری کرامت قربانیان را بر عهده می‌گیرند.

از منظر سیاسی-فرهنگی، این تحول نشانه‌ای از فاصله‌گرفتن مردم از قرائت رسمی دین است؛ قرائتی که حکومت تهران سال‌ها تبلیغ کرده اما در بزنگاه‌های بحران، نتوانسته پاسخگوی رنج اجتماعی باشد. وقتی عزاداری رسمی به ابزار کنترل یا حذف معنا تبدیل می‌شود، مردم معنا را در جای دیگری می‌سازند—حتی اگر آن «جای دیگر» گورستان باشد.

در نهایت، مراسم چهلم دی‌ماه فقط یادبود جان‌باختگان نبود؛ بیانیه‌ای فرهنگی بود علیه انحصار معنا. رقص سوگ، موسیقی غیررسمی و عزای عروسی‌نشده‌ها، زبان تازه‌ای شد برای گفتنِ فقدان، خشم و امید. زبانی که نشان می‌دهد جامعه، راه خود را برای سوگواری یافته است.

سعیده بندر

موضوعات ذات صلة

دکمه بازگشت به بالا