
حقوق بازنشستگی درحکومت تهران برابر با سند رسمی فقر
اظهارات یک بازنشسته درباره ناتوانی در تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی، تصویری عریان از وضعیت معیشتی قشر بازنشسته در شرایط کنونی ترسیم میکند؛ وضعیتی که در آن «زندگی» به حداقل بقا تقلیل یافته و مفهوم رفاه سالهاست از سفره این قشر حذف شده است.
این بازنشسته با اشاره به سالها ناتوانی در خرید حتی یک دست لباس نو، میگوید حقوق دریافتی آنان صرفاً پاسخگوی «قوت لایموت» است؛ عبارتی که بهخوبی نشان میدهد درآمد بازنشستگان نه برای آیندهسازی، بلکه تنها برای زندهماندن کفایت میکند. چنین شرایطی، بازنشستگان را از نقش سنتی خود بهعنوان پشتوانه خانواده خارج کرده و آنان را در موقعیتی قرار داده که به گفته خودشان، «شرمنده خانواده» هستند.
در روایت این بازنشسته، مسئله تنها فقر مادی نیست؛ بلکه فرسایش کرامت انسانی نیز بهروشنی دیده میشود. ناتوانی در تأمین پوشاک، لوازم ضروری و نیازهای حداقلی فرزندان و نوهها، احساس بیقدرتی و ناکارآمدی را در میان کسانی تشدید کرده که سالها نیروی مولد جامعه بودهاند. این وضعیت، شکافی عمیق میان زحمتِ گذشته و واقعیتِ امروز ایجاد کرده است.
شایان ذکر است که تداوم این شرایط را باید نتیجه همزمان چند عامل دانست: افزایش افسارگسیخته هزینههای زندگی، کاهش قدرت خرید حقوقبگیران ثابت، و نبود سیاستهای جبرانی مؤثر برای حمایت از بازنشستگان. در چنین فضایی، هرگونه افزایش اسمی حقوق، بدون مهار تورم، عملاً بیاثر بوده و تنها به تعمیق نارضایتی اجتماعی منجر میشود.
سخنان این بازنشسته، صدای فردی نیست؛ بلکه پژواک وضعیت میلیونها نفری است که پس از یک عمر کار، اکنون برای تأمین حداقلهای زندگی دستوپنجه نرم میکنند. تداوم این روند، نهتنها بحران معیشتی بازنشستگان را تشدید میکند، بلکه پیامدهای اجتماعی گستردهتری از جمله افزایش فقر پنهان، ناامیدی بیننسلی و تضعیف سرمایه اجتماعی را نیز به همراه خواهد داشت.



