اخباراخبار اهواز

جواب گزافه گوييهاى عنصر سپاه پاسداران

 

جواب یکی از عرب های الاحواز و یکی از دوستداران دکتر عارف کعبی به گنده گویی هایی که گفتی این است:
در تمام جنگ‌های دنیا و مخصوصاً جنگ‌های مرزی، رفتار مردم محلی را نمی‌شود با منطق دولت‌ها و روایت‌های ایدئولوژیک توضیح داد. دولت‌ها با شعار، هویت ملی و سیاست می‌جنگند، اما مردم عادی با منطق بقا، امنیت و منافع روزمره تصمیم می‌گیرند. در جنگ ایران و عراق هم بخش زیادی از عرب‌های الاحواز نه به ایران کمک می‌کردند و نه به عراق، آن‌ها دنبال حفظ جان خودشان، خانواده‌شان، زمین‌شان و برگرداندان کشوری به نام عربستان الاحواز بود که ایران آن را به غارت برده بود و البته جایگاه اجتماعی‌شان بودند، که این کاملاً طبیعی است.
اگر واقعاً وفاداری قومی یا زبانی عامل اصلی بود، عراق باید حمایت گسترده و سازمان‌یافته‌ای از عرب‌های الاحواز می‌گرفت، در حالی که چنین چیزی اتفاق نیفتاد ویا بالعکس. نه قیام عمومی شکل گرفت، نه همکاری فراگیر. این نشان می‌دهد که مردم منطقه بیشتر عمل‌گرا بودند تا ایدئولوژیک و تصمیم‌هایشان تابع شرایط واقعی میدان جنگ بود، نه شعارهای بغداد یا تهران.
کمک کردن یا نکردن وقتی معنا دارد که انتخاب آزاد وجود داشته باشد. در شرایط جنگی، مردم محلی معمولاً انتخاب ایدئولوژیک ندارند، انتخابشان بین بد و بدتر است که بتوانند از طریق انتخاب بد در شرایط جنگی حق گرفته شده خود را پس بگیرند، خیلی‌ها صرفاً با وضع موجود کنار آمدند چون ثبات نسبی، امنیت بیشتر یا هزینه‌ی کمتری برای زندگی‌شان داشت، نه به خاطر علاقه‌ی سیاسی یا وفاداری ملی.
بنابراین مصادره کردن رفتار مردم عرب به نفع روایت‌های سیاسی امروز، چه به نفع ایران و چه علیه آن، ساده‌سازی واقعیتی پیچیده است. واقعیت این است که مردم مرزی در هر جای دنیا اول به منافع ملموس خودشان فکر می‌کنند، نه به پروژه‌های سیاسی دولت‌ها.در مرحله دوم پس از پایان جنگ و در شرایطی که مردم عرب همچنان در سیطره‌ی دولت ایران قرار داشتند، مسئله دیگر جنگ نظامی نبود، بلکه حق، هویت و بقا بود. در چنین فضایی، اشخاصی سیاسی و آگاه مانند دکتر عارف کعبی، که به‌دنبال بازگرداندن حقوق پایمال‌شده‌ی مردم خود بودند، با واقعیتی روشن روبه‌رو شدند، پیگیری این مطالبات در داخل، نه ممکن بود و نه امن.
عارف کعبی برای حفظ جان خود و برای آن‌که بتواند صدای مردمش را خاموش‌نشده به گوش جهان برساند، ناچار به مهاجرت شد، مهاجرتی نه از سر راحت‌طلبی، بلکه برای ادامه‌ی مبارزه در سطحی که امکان دفاع از حق مردم و سرزمینش در نهادها و سازمان‌های بین‌المللی وجود داشته باشد. او تمام زندگی، توان و آینده‌ی خود را وقف بازپس‌گیری حقوقی کرد که سال‌هاست از این مرز و بوم و از مردم عرب الاحواز سلب شده است.
در برابر این واقعیت، چاره‌ای جز تحریف، اراجیف‌سازی و گنده‌گویی باقی نمی‌ماند، تلاشی آگاهانه برای تغییر افکار عمومی و وارونه‌نمایی حقیقت. اما این تلاش‌ها نمی‌تواند واقعیت را پنهان کند:م. اشخاصی مانند دکتر عارف کعبی، با وجود تمام فشارها، تهدیدها و سختی‌ها، تا پای جان ایستاده‌اند تا صدای مردم مظلوم عرب الاحواز را به گوش جهان برسانند و حق را مطالبه کنند.
و این را باید دانست که این صدا، صدای یک فرد نیست. مردم عرب الاحواز، با تمام وجود، حامی دکتر عارف کعبی هستند. او ارتشی با خود دارد، نه ارتشی نظامی، بلکه ارتشی از زن و مرد، کودک و پیر، که در جای‌جای جهان پراکنده‌اند و یک مطالبه‌ی مشترک دارند: بازگرداندن حق، کرامت و سرزمین. این پشتیبانی، نه با تبلیغات از بین می‌رود و نه با انکار، چرا که ریشه در واقعیت زیسته‌ی یک ملت دارد.واقعیت این است که تغییر ذهنیت عمومی با انکار و گنده‌گویی ممکن نیست. صدای مردم عرب الاحواز نه محصول تبلیغ، بلکه نتیجه‌ی تجربه‌ی زیسته‌ی تبعیض و محرومیت است. دکتر عارف کعبی نماینده‌ی این صداست، نه خالق آن، و حمایت مردمی از او، نشان‌دهنده‌ی یک مطالبه‌ی جمعی است که با فشار، تخریب یا تحریف از بین نخواهد رفت.
امین زرکانی

موضوعات ذات صلة

دکمه بازگشت به بالا