
افشاگری رسانههای استرالیایی: سناریوی «فرار خامنهای به شیوه اسد»؛ مقصد احتمالی، مسکو
انتشار یک گزارش تازه در رسانههای استرالیایی، گمانهزنیها درباره آینده سیاسی حکومت تهران و وضعیت رهبر آن را وارد مرحلهای بیسابقه کرده است. بر اساس گزارشی که ابتدا از سوی یک منبع اطلاعاتی به مجله The Times منتقل و سپس توسط وبسایت News.com.au بازنشر شده، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در حال برنامهریزی برای فرار به روسیه در صورت فروپاشی ساختار امنیتی حکومت است.
طبق این گزارش، سناریوی خروج خامنهای زمانی فعال خواهد شد که نیروهای امنیتی و سرکوبگر وابسته به او دیگر قادر به کنترل اوضاع داخلی نباشند. در چنین شرایطی، رهبر حکومت تهران بههمراه حدود ۲۰ نفر از نزدیکان و اعضای خانوادهاش، مقصد مسکو را بهعنوان پناهگاه نهایی در نظر گرفته است.
اگرچه این اطلاعات تاکنون بهطور رسمی از سوی نهادهای حکومتی یا دفتر خامنهای تأیید یا تکذیب نشده، اما انتشار آن از سوی رسانههای معتبر غربی و استناد به منابع اطلاعاتی، موجب شده این گزارش بهسرعت در محافل سیاسی و رسانهای بازتاب گستردهای پیدا کند.
شایان ذکر است طرح چنین سناریویی—even در حد برنامهریزی احتمالی—نشانهای از افزایش نگرانی در بالاترین سطوح قدرت در تهران است. بهویژه در شرایطی که حکومت تهران با مجموعهای از بحرانهای همزمان مواجه است: از اعتراضات اجتماعی و نارضایتی گسترده داخلی گرفته تا فشارهای فزاینده بینالمللی، تهدیدهای نظامی و انزوای منطقهای.
انتخاب روسیه بهعنوان مقصد احتمالی نیز از نگاه ناظران معنادار است. مسکو طی سالهای اخیر به یکی از اصلیترین متحدان راهبردی تهران تبدیل شده و همکاریهای امنیتی، نظامی و سیاسی دو طرف بهویژه در جنگ اوکراین و تحولات خاورمیانه گسترش یافته است. با این حال، منتقدان یادآوری میکنند که تاریخ روابط کرملین با متحدانش نشان داده که حمایت روسیه همواره مشروط، مقطعی و مبتنی بر منافع خود بوده است.
گفته می شود که انتشار چنین گزارشهایی، حتی اگر در حد سناریوهای اضطراری باشد، بهشدت به تصویر اقتدار رهبر حکومت تهران آسیب میزند. در نظامی که مشروعیت خود را بر «ایستادگی» و «مقاومت» بنا کرده، سخن گفتن از برنامه فرار رهبر، آن هم پیش از سرنگونی، نشانهای از شکاف عمیق در اعتماد به دوام ساختار قدرت تلقی میشود.
در نهایت، فارغ از صحت یا اغراقآمیز بودن این گزارش، یک واقعیت انکارناپذیر است: طرح موضوع «فرار» در بالاترین سطح حاکمیت، بازتابدهنده بحرانی است که حکومت تهران دیگر نمیتواند آن را صرفاً با ابزار سرکوب یا تبلیغات پنهان کند؛ بحرانی که آینده سیاسی تهران را بیش از هر زمان دیگری در هالهای از ابهام فرو برده است.



