
اظهارات اخیر لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکا، درباره جلوگیری از سخنرانی عباس عراقچی در نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس، فراتر از یک واکنش فردی است و نشانهای از تشدید فشار سیاسی و اخلاقی بر حکومت تهران در عرصه بینالمللی تلقی میشود.
گراهام با قدردانی از تصمیم برگزارکنندگان داووس، این اقدام را صدایی از جانب «تمام کسانی در جهان که برای رهایی از سرکوب بهدنبال آزادی هستند» توصیف کرد؛ عبارتی که بهروشنی تلاش دارد حذف نماینده حکومت تهران را نه یک تصمیم اداری، بلکه یک موضعگیری سیاسی و ارزشی معرفی کند.
به گفته این سناتور آمریکایی، جلوگیری از حضور وزیر خارجه حکومت تهران در داووس، به معنای به رسمیت نشناختن مشروعیت حکومتی است که به گفته او «سخنگوی یک رژیم تروریستی» محسوب میشود؛ رژیمی که شهروندان خود را میکشد و «دستانش به خون آمریکاییها آلوده است».
این ادبیات تند، بازتابدهنده تغییری مهم در نگاه بخشی از نخبگان سیاسی غرب به نهادهای بینالمللی مانند مجمع جهانی اقتصاد است؛ نهادهایی که همواره تلاش کردهاند خود را غیرسیاسی و بیطرف نشان دهند، اما اکنون ناگزیر شدهاند میان ارزشهای اعلامی خود و دعوت از نمایندگان حکومتهای سرکوبگر، یکی را انتخاب کنند.
گراهام در بخش دیگری از سخنانش تأکید کرد که این تصمیم داووس میتواند برای مردم ایران دلگرمکننده باشد و آنان را به ادامه مطالبهگری برای پایان دادن به «ظلم و ستم» تشویق کند. از نگاه او، حذف عراقچی پیامی روشن به جامعه معترض ایران ارسال میکند: اینکه جهان صدای آنان را میشنود و حاضر نیست نمایندگان حکومت سرکوبگر را در تریبونهای معتبر جهانی عادیسازی کند.
سناتور جمهوریخواه آمریکا، موضع داووس را نمونهای از همان پیامی دانست که به باور او جهان باید منتقل کند؛ «محکومیتی صریح و بدون مصالحه» علیه آنچه او از آن بهعنوان «حکومت دینی نازی در ایران» یاد کرد. هرچند این تعبیر بسیار تند است، اما نشاندهنده سطح خشم و تقابل سیاسی فزایندهای است که بخشی از سیاستمداران غربی نسبت به عملکرد حکومت تهران در پیش گرفتهاند.
واکنش لیندزی گراهام به حذف عراقچی از داووس، تنها یک اظهار نظر شخصی نیست، بلکه بازتابدهنده روندی گستردهتر در سیاست بینالملل است؛ روندی که در آن مشروعیت دیپلماتیک حکومت تهران بیش از گذشته زیر سؤال رفته و نهادهای جهانی، ناخواسته یا آگاهانه، به صحنه تقابل اخلاقی و سیاسی با سرکوب داخلی در ایران کشیده میشوند.
این تحول میتواند نشانهای باشد از آنکه دوران حضور بیهزینه مقامهای حکومت تهران در مجامع معتبر جهانی، دستکم در بخشی از افکار عمومی و نخبگان سیاسی غرب، رو به پایان است.



