
ادعاهای پرشمار و پرسشهای بیپاسخ؛ واکاوی یک مصاحبه جنجالی رضا پهلوی
اظهارات اخیر رضا پهلوی در گفتوگو با خبرنگار شبکه CNN بار دیگر موجی از واکنشها و انتقادها را در میان افکار عمومی و فعالان سیاسی برانگیخته است. محور اصلی این انتقادها، ادعای او درباره پیوستن دهها هزار نفر از نیروهای نظامی، امنیتی و مقامات حکومتی به جریان تحت رهبریاش است؛ ادعایی که نهتنها مستندات روشنی برای آن ارائه نشده، بلکه با واقعیتهای میدانی اعتراضات نیز در تضاد قرار دارد.
در این مصاحبه، خبرنگار CNN بهطور مشخص به اظهارنظر رضا پهلوی در ژوییه سال گذشته اشاره میکند؛ جایی که او از «پیوستن ۵۰ هزار نفر از نیروهای نظامی و مقامات» به خود سخن گفته بود. پرسش خبرنگار روشن و مستقیم است: آیا این آمار تأیید میشود؟ آیا تغییری کرده؟ و این نیروها اکنون کجا هستند؟
پاسخ رضا پهلوی اما بهجای شفافسازی، با افزایش عدد همراه میشود. او مدعی میشود که این رقم نهتنها کاهش نیافته، بلکه به «بیش از صد هزار نفر» رسیده و حتی اعلام میکند پیش از قطع سراسری اینترنت، «صد هزار ریزش جدید» بهعلاوه پنجاه هزار نفر قبلی در سامانهای وابسته به او ثبتنام کردهاند؛ افرادی که به گفته او شامل مقامات، وزرا، نیروهای نظامی، شبهنظامیها، دیپلماتها و کارکنان نهادهای دولتی بودهاند.
این ادعاها بلافاصله با موجی از تردید مواجه شده است. منتقدان میپرسند اگر چنین حجم گستردهای از «ریزش» در بدنه حاکمیت رخ داده، چرا در مقاطع اوج اعتراضات خونین، نشانی از این نیروها در حمایت عملی از مردم دیده نشد؟ در روزهایی که معترضان در خیابانها، بیمارستانها و بازداشتگاهها با سرکوب خشن مواجه بودند، این دهها هزار نیروی جداشده دقیقاً چه نقشی ایفا کردند؟
از منظر تحلیلی، منتقدان بر این باورند که روایت ارائهشده از سوی رضا پهلوی بیش از آنکه بر توان اجتماعی و مردمی تکیه داشته باشد، بر نوعی «مدیریت ریزش از بالا» متمرکز است؛ رویکردی که بهزعم آنان، اولویت آن نه حمایت از معترضان، بلکه تضمین امنیت و آینده سیاسی مقامات و نیروهای جداشده از ساختار قدرت است. همین نگاه، پرسشهای جدی درباره ماهیت رهبری ادعایی و نسبت آن با مطالبات واقعی جامعه ایران ایجاد کرده است.
در فضای انتقادی شکلگرفته، برخی فعالان سیاسی حتی فراتر رفته و از احتمال ارتباطات پشتپرده میان رضا پهلوی و برخی چهرههای پیشین یا کنونی حکومت سخن میگویند؛ ادعاهایی که البته نیازمند شواهد مستقل و قابل راستیآزمایی است، اما طرح مکرر آنها نشاندهنده عمق بیاعتمادی نسبت به این نوع روایتسازیهاست.
در مجموع، مصاحبه اخیر نهتنها به تقویت جایگاه سیاسی رضا پهلوی در افکار عمومی منجر نشد، بلکه شکاف میان ادعاهای پرشمار و واقعیتهای ملموس جامعه ایران را پررنگتر کرد؛ شکافی که تا زمانی که با شفافیت، اسناد معتبر و پاسخ به پرسشهای اساسی پر نشود، همچنان بهعنوان یکی از نقاط ضعف جدی این جریان باقی خواهد ماند.



