
«غنیسازی نمادین»؛ پلِ آبرومندانه میان شعار داخلی و واقعیت مذاکره
گزارش تازه Axios از باقی ماندن شکافی باریک برای دیپلماسی در کنار آمادهباش کامل نظامی حکایت دارد؛ شکافی که در آن، ایدهای موسوم به «غنیسازی نمادین» بهعنوان گزینهای مشروط مطرح شده است. بر اساس این گزارش، در حالی که موضع رسمی واشنگتن «غنیسازی صفر» اعلام شده، یک مقام ارشد آمریکایی گفته در صورت ارائه طرحی با جزئیات فنی دقیق، سازوکارهای راستیآزمایی بسیار سختگیرانه و تضمینهای غیرقابل بازگشت، امکان بررسی سطحی بسیار محدود و فاقد مسیر عملی به سمت تسلیحاتیشدن وجود دارد.
شایان ذکر است که در حالیکه واشنگتن از بررسی «غنیسازی نمادین» تحت نظارتهای بیسابقه خبر میدهد، همزمان سناریوهای سخت نظامی روی میز قرار گرفته است؛ دو مسیری که نشان میدهد پرونده هستهای به نقطهای رسیده که یا به مصالحهای فنی و مشروط ختم میشود یا به تشدیدی پرهزینه. «غنیسازی نمادین» بیش از آنکه امتیازی راهبردی باشد، تلاشی برای جمعکردن فاصله میان روایت قدرت در داخل و واقعیت چانهزنی در خارج است.
همزمان، پنتاگون سناریوهای متعددی را روی میز دارد؛ از گزینههای بازدارنده تا طرحهای سختگیرانهتر. این همزمانیِ دیپلماسی و تهدید نظامی، فضای تصمیمگیری را بیش از هر زمان دیگری شکننده کرده است.
اما «غنیسازی نمادین» صرفاً یک اصطلاح فنی نیست؛ این عبارت بار سیاسی-داخلی قابلتوجهی دارد. طی سالها، در ادبیات رسمی حکومت تهران، «انرژی هستهای حق مسلم ماست» به یکی از محورهای هویتی سیاست خارجی تبدیل شده و وعده پیشرفتهای هستهای، بهعنوان نماد اقتدار و بازدارندگی تبلیغ شده است. در چنین چارچوبی، عقبنشینی کامل از هرگونه غنیسازی میتواند با هزینه سیاسی داخلی همراه باشد. از این منظر، «غنیسازی نمادین» میتواند کارکردی دوگانه داشته باشد: در خارج، کاستن از نگرانیهای اشاعهای از طریق محدودسازی شدید و نظارتهای فراتر از توافقهای پیشین؛ و در داخل، حفظ حداقلی از روایت «تداوم حق هستهای» برای مدیریت افکار عمومی و پایگاههای حامی.
این دوگانگی در مواضع علنی نیز بازتاب یافته است: در سطح بینالمللی، نشانههایی از تمایل به ارائه طرح جدید و جلوگیری از تشدید تنش دیده میشود؛ در سطح داخلی، تأکید بر خطوط قرمز و حقوق هستهای و موشکی ادامه دارد. به بیان دیگر، «غنیسازی نمادین» میتواند تلاشی برای پر کردن فاصله میان شعارهای سالهای گذشته و واقعیتِ توازن قوا در میز مذاکره باشد—مدلی که نه مسیر عملی به سوی مواد شکافتپذیر تسلیحاتی باقی بگذارد و نه روایت رسمی از «حفظ حق» را بهطور کامل واگذارد.
سعیده بندر



