
صبح یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، کریم بوعذار، کارمند عرب بخش حراست شرکت بهرهبرداری نفت و گاز آزادگان شمالی، پس از اطلاع از تعلیق خود از کار، مقابل ساختمان تأسیسات این شرکت در حویزه دست به خودسوزی زد؛ اقدامی تکاندهنده که بار دیگر وضعیت شکننده معیشت و امنیت شغلی کارکنان بومی را به صدر توجهها آورد.
بر پایه گزارش منابع محلی، این کارمند حدوداً ۴۰ ساله که اهل روستای زهیریه، متأهل و دارای چهار فرزند است، با سوختگی شدید (حدود ۷۵ درصد) به بیمارستان منتقل و همچنان بستری است. بوعذار بیش از یک دهه در بخش حراست فعالیت داشت و در ماههای اخیر پیگیر تعیین تکلیف وضعیت شغلی، تغییر محل خدمت و رسمی شدن قرارداد خود بوده است؛ مطالبهای که به گفته نزدیکانش با بنبست اداری و تنش با مسئولان مواجه شد.
گزارشها حاکی است یک روز پیش از حادثه، بوعذار بر سر رسمیشدن قرارداد با مدیران دچار تنش شده و در روز وقوع حادثه از تعلیق خود مطلع شده است. تعلیقی که ظاهراً بهعنوان آخرین ضربه روانی عمل کرده و او را به اقدامی ناامیدانه سوق داده است. در چنین پروندههایی، تعلیق ناگهانی بدون سازوکار شفافِ اعتراض و رسیدگی، میتواند پیامدهای جبرانناپذیر انسانی داشته باشد.
این رخداد را نمیتوان صرفاً یک کنش فردی دانست؛ بلکه نشانهای از ساختار معیوب روابط کار در شرکتهای نفتی است؛ جایی که قراردادهای موقت، وعدههای تحققنیافته و فقدان مسیر روشن ارتقای شغلی، فشار روانی مزمنی بر کارکنان—بهویژه نیروهای بومی—تحمیل میکند. خودسوزی بهعنوان آخرین فریاد اعتراض، معمولاً زمانی رخ میدهد که فرد همه راههای نهادی را بسته میبیند.
انتظار میرود مدیریت شرکت، نهادهای نظارتی و مسئولان محلی با شفافسازی فوری درباره دلایل تعلیق، وضعیت قراردادها و سازوکار رسیدگی به مطالبات کارکنان پاسخگو باشند. رسیدگی مستقل به این پرونده و بازنگری در سیاستهای منابع انسانی—از امنیت شغلی تا سلامت روان—میتواند مانع تکرار چنین فجایعی شود.
در نهایت، خودسوزی کریم بوعذار هشداری جدی است: وقتی امنیت شغلی و کرامت انسانی نادیده گرفته میشود، بحران از سطح اداری فراتر میرود و به فاجعهای انسانی بدل میشود؛ فاجعهای که هزینهاش را نهفقط یک فرد، که خانواده و جامعه میپردازند.



