
استراتژی زمین سوخته، آیا پایتختهای عربی در حال تماشای سقوط خود هستند؟
امین زرکانی
استراتژی زمین سوخته، آیا پایتختهای عربی در حال تماشای سقوط خود هستند؟
در حالی که راهروهای بلژیک به سکوت و آرامش دیپلماتیک معروفاند، دیدار دکتر «عارف کعبی»، رئیس تشکیلات اجرایی دولت اهواز با هیأتی عالیرتبه از عراق، این سکوت را با طنینِ حقیقتی تلخ شکست. این نشست، یک ملاقات تشریفاتی در قلب بروکسل نبود؛ بلکه کالبدشکافیِ دقیق یک «خیانت بزرگ» و هشداری صریح نسبت به یک انتحار سیاسی در جهان عرب بود. کعبی از قلب اروپا، سوت پایانِ بازی با «گرگ در لباس میش» را به صدا درآورد.
پرده اول: رفاقت با جلاد، اسب تروای تهران در پایتختهای عربی
بزرگترین فاجعه زمانی رخ داد که برخی پایتختهای عربی با تصور «تنشزدایی»، کلید خانههایشان را به تهران سپردند. اما این یک رفاقت نبود، یک «نفوذ موریانهای» بود. تهران از لبخندهای دیپلماتیک برای حفر حفرههای امنیتی در عمق جهان عرب استفاده کرد. کعبی با صراحت فاش کرد که هرگونه همکاری اقتصادی با سیستمی که تحت فشار است، چیزی جز تزریق خون به رگهای تروریسم نیست. این کشورهای «رفیق»، ندانسته در حال خریدن طنابی هستند که قرار است روزی بر گردن حاکمیت ملی خودشان بیفتد.
پرده دوم: موازنه وحشت، باجگیری در سایه تنش
یکی از خط قرمزهایی که در این دیدار شکسته شد، افشای سیاست «تجارتِ ترس» بود. تهران با گروگان گرفتن جغرافیای کشورهای عربی و تهدید پایگاههای بینالمللی، یک موازنه خطرناک ایجاد کرده است. تهران از این فضای رعب و وحشت برای باجگیری استفاده میکند، از یک سو عرب را از «جنگ فراگیر» میترساند و از سوی دیگر آنها را ناچار به هزینههای گزاف دفاعی میکند. این یک «سیرک سیاسی» است که در آن تهران با کارتِ تهدید بازی میکند تا نفوذش را بیمه کند، در حالی که هزینه این بازی از جیب و خون جوانان اهوازی و عراقی پرداخت میشود.
پرده سوم: اهواز، پمپبنزینِ تروریسم منطقهای
دکتر کعبی انگشت روی رگ حیاتی گذاشت: بدون نفت و گاز اهواز، ماشین جنگی تهران ۲۴ ساعت هم دوام نمیآورد.
امروز اهواز به «خشابِ خالینشدنیِ» نفوذ ایران تبدیل شده است. ثروت ملی ملت عرب اهواز که باید صرف زندگی و آبادانی شود، به موشکهایی تبدیل میشود که امنیت همان کشورهای عربی را هدف گرفتهاند. این یک «آپارتاید اقتصادی» تمامعیار است، غارتِ اهواز برای خریدِ نفوذ در عراق و کشورهای عربی. تا زمانی که این منبع عظیم ثروت در چنگال استبداد است، هیچ پایتخت عربی خواب راحت نخواهد داشت.
پرده چهارم: نفوذ در لایههای پنهان، ستون پنجم تحت لوای مذهب
هشدار کعبی تکاندهنده بود: نفوذ تهران دیگر پشت مرزها نیست، بلکه در داخل خانههاست. تحت پوششهای مذهبی، تهران در پارلمانها، خیریهها و نهادهای حساس جهان عرب، «ستون پنجم» ساخته است. «حشدهای پنهان» وظیفه دارند هرگونه صدای حقطلبی در اهواز یا فریادهای ضدایرانی در عراق را سرکوب کنند. این گروهها نه برای ایمان، بلکه برای بقای استعمار تهران در قلب جهان عرب جولان میدهند.
پرده پنجم: مانیفستِ نجات، شلیک به قلب اختاپوس
راهکار دکتر کعبی برای خروج از این بنبست، نه مذاکره، بلکه یک «انقلاب در همافزایی» است:
• پایانِ سادهلوحی: جهان عرب باید بفهمد با حکومتی که بقایش در توسعهطلبی است، رفاقت یعنی خودکشی.
• اتحاد استراتژیک با اهواز: حمایت از مطالبات ملی ملت اهواز، یعنی بازگرداندن منابع ثروت به صاحبان اصلیاش. اگر نفت اهواز از سیطره تهران خارج شود، نفوذ منطقهای ایران در نطفه خفه خواهد شد.
• جبهه واحد رسانهای: افشای سیستماتیک جنایات تهران در اهواز باید اولویت رسانههای عربی باشد تا نقاب مذهبی این رژیم فرو بریزد.
نتیجهگیری: اهواز، سنگر آخر
نشست بروکسل یک اتمام حجت تاریخی بود. یا باید با شجاعت در کنار ملت اهواز ایستاد و ریشه نفوذ را از منبع خشکاند، یا باید منتظر ماند تا پایتختهای عربی یکی پس از دیگری در زیر سایه «حشدهای مخفی» سقوط کنند. اهواز فقط یک جغرافیا نیست؛ اهواز، خاکریز اول و آخرِ امنیت ملی تمام جهان عرب است. زمان انتخاب فرا رسیده: هویت عربی یا استعمار نوین؟



