
اعزام ناو هواپیمابر «یواساس جرالد آر. فورد» ــ بزرگترین و پیشرفتهترین ناو هواپیمابر جهان ــ به منطقه خلیج و دریای عرب، صرفاً یک جابهجایی نظامی معمولی نیست؛ بلکه بخشی از یک پیام چندلایه امنیتی و سیاسی از سوی ایالات متحده به حکومت تهران تلقی میشود.
بر اساس گزارشها، این ناو که مسیر خود را از دریای کارائیب تغییر داده، در حال پیوستن به ناوگروه «آبراهام لینکلن» است؛ حضوری که برای نخستینبار در سالهای اخیر، استقرار همزمان دو ناو هواپیمابر آمریکایی را در یکی از حساسترین کانونهای ژئوپلیتیکی جهان رقم میزند. پیش از این، ناو آبراهام لینکلن به همراه سه ناوشکن موشکانداز، بیش از دو هفته در منطقه مستقر بوده است.
حضور دو ناو هواپیمابر با دهها جنگنده، سامانههای پدافند هوایی چندلایه و ظرفیت بالای حملات دوربرد، قویترین نمایش قدرت نظامی آمریکا در سالهای اخیر بهشمار میرود؛ نمایشی که نهتنها با هدف بازدارندگی، بلکه برای آمادهسازی سناریوهای فشار حداکثری طراحی شده است.
این تحرکات همزمان با مواضع صریح دونالد ترامپ صورت میگیرد؛ جایی که او تأکید کرده مذاکرات با حکومت تهران نباید فرسایشی شود و باید حداکثر ظرف یک ماه به نتیجه برسد. ترامپ هشدار داده است که در صورت عدم توافق، شرایط برای حکومت تهران «بسیار سخت و دردناک» خواهد بود؛ عبارتی که در ادبیات سیاسی او معمولاً مقدمه تشدید فشارهای چندجانبه است.
ترکیب ضربالاجل دیپلماتیک با آرایش سنگین نظامی، نشان میدهد واشنگتن در حال پیشبرد دیپلماسی اجبار است؛ مدلی که در آن، مذاکره نه در فضای برابر، بلکه زیر سایه تهدید نظامی انجام میشود. استقرار همزمان دو ناو هواپیمابر، پیام روشنی دارد: گزینه نظامی نهتنها روی میز، بلکه در آمادهترین وضعیت عملیاتی قرار گرفته است.
شایان ذکر است که اعزام «جرالد فورد» را باید بخشی از راهبرد فشار هوشمند آمریکا دانست؛ راهبردی که میکوشد حکومت تهران را در برابر یک انتخاب محدود قرار دهد: توافق سریع یا مواجهه با هزینههایی که اینبار صرفاً در سطح تهدید باقی نخواهد ماند.



