
همزمان با تشدید تحرکات دیپلماتیک و نظامی در خاورمیانه، اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهوری اسرائیل، در جریان سفر خود به استرالیا، دیدار قریبالوقوع بنیامین نتانیاهو با دونالد ترامپ در واشنگتن را فرصتی تعیینکننده برای مقابله با آنچه او «امپراتوری شر حکومت تهران» خواند، توصیف کرد؛ اظهاراتی که بار دیگر نشان میدهد پرونده حکومت تهران در کانون تصمیمسازیهای راهبردی قرار گرفته است.
هرتزوگ که در کانبرا و در کنار آنتونی آلبانیزی، نخستوزیر استرالیا، سخن میگفت، ضمن اشاره به آتشبس غزه، از تلاش برای «برقراری صلح» سخن گفت اما تأکید کرد گفتوگوهای او با مقامهای استرالیایی بر «مرحله بعدی در غزه» متمرکز خواهد بود؛ مرحلهای که بهطور مستقیم با نقش جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن گره خورده است.
بر اساس گزارشها، دیدار نتانیاهو و ترامپ تا ساعاتی دیگر بهصورت غیرعلنی برگزار میشود؛ دیداری که در فضای رسانهای و سیاسی بهعنوان یکی از حساسترین نشستها در ماههای اخیر ارزیابی میشود. منابع نزدیک به دولت اسرائیل اعلام کردهاند که نتانیاهو قصد دارد چارچوبها و خطوط قرمز پیشنهادی خود برای مواجهه با حکومت تهران را به ترامپ ارائه دهد؛ اقدامی که میتواند جهتگیری آمریکا در قبال تهران را وارد فاز تازهای کند.
این گفتوگوها در شرایطی انجام میشود که همزمان، مذاکرات آمریکا و حکومت تهران در عمان ادامه دارد و در کنار آن، حضور نظامی آمریکا در منطقه بهطور محسوسی تقویت شده است؛ ترکیبی از دیپلماسی و بازدارندگی که پیام دوگانه اما روشنی به حکومت تهران ارسال میکند.
دونالد ترامپ پیشتر هشدار داده بود در صورت شکست مذاکرات با حکومت تهران، واشنگتن آماده انجام «اقدامی بسیار سخت» است؛ تهدیدی که با اعزام ناوهای بیشتر و افزایش آمادگی نظامی، رنگ عملیاتیتری به خود گرفته است. در این چارچوب، همصدایی آشکار تلآویو و واشنگتن و حمایت ضمنی متحدانی چون استرالیا، نشانهای از اجماع تدریجی علیه سیاستهای منطقهای و هستهای حکومت تهران تلقی میشود.
اظهارات هرتزوگ و زمانبندی دیدار نتانیاهو–ترامپ نشان میدهد که حکومت تهران با چند مسیر همزمان فشار روبهروست: از یکسو مذاکراتی که با بدبینی عمیق طرف مقابل همراه است و از سوی دیگر، تهدیدهای صریح نظامی و افزایش هماهنگی میان آمریکا و اسرائیل.
شایان ذکر است که این تحولات حاکی از آن است که پرونده ایران به نقطهای حساس نزدیک میشود؛ نقطهای که در آن، ادامه بازی زمانبر تهران ممکن است جای خود را به تصمیمهای سخت و پرهزینه بدهد—تصمیمهایی که میتواند موازنه قدرت در منطقه را بهطور جدی دگرگون کند.



