
افشای درخواست پناهندگی مجتبی خامنهای در دبی
در پی انتشار پستی از سوی داگلاس مکگرگور، تحلیلگر و مقام پیشین نظامی آمریکا، در شبکه اجتماعی «ایکس»، خبری جنجالی درباره مجتبی خامنهای، فرزند ارشد علی خامنهای، رهبر حکومت تهران، مطرح شده است. مکگرگور در حساب کاربری خود در پلتفرم ایکس اعلام کرده است که مجتبی خامنهای در حال تلاش برای دریافت پناهندگی در دبی است.

بر اساس این خبر فرزند رهبر حکومت تهران که سالها بهعنوان یکی از چهرههای پشتپرده، تأثیرگذار و تعیینکننده در تصمیمات کلان امنیتی و سیاسی شناخته میشود، اکنون بهدنبال خروج امن از جغرافیای ایران و درخواست پناهندگی است. تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ منبع رسمی یا نهاد مستقل بینالمللی این خبر را تأیید یا تکذیب نکرده و رسانههای حکومتی نیز طبق الگوی همیشگی، سکوت اختیار کردهاند.
افزون بر این، نام مجتبی خامنهای پیشتر بهطور جدی در چارچوب سناریوی جانشینی رهبری مطرح شده بود؛ سناریویی که با مخالفت گسترده اجتماعی روبهرو شد و به یکی از نمادهای نفی «انتقال موروثی قدرت» در جمهوری اسلامی بدل گشت. در جریان اعتراضات سراسری سالهای گذشته، بهویژه در خیزشهای مردمی، معترضان بهصراحت این پروژه را هدف قرار دادند و شعار مشهور
«مجتبی بمیری، رهبری و نبینی»
به یکی از شعارهای پرتکرار خیابانی تبدیل شد؛ شعاری که نشاندهنده بیزاری عمیق جامعه از تلاش برای تحمیل جانشینی خانوادگی در رأس قدرت بود.
این واکنش اجتماعی، عملاً پروژه انتقال قدرت از علی خامنهای به فرزندش را با بحران مشروعیت جدی مواجه کرد و نشان داد که حتی در صورت مهندسی ساختارهای امنیتی و سیاسی، پذیرش اجتماعی برای چنین انتقالی وجود ندارد. در این چارچوب، طرح ادعای تلاش مجتبی خامنهای برای خروج از کشور و درخواست پناهندگی—اگر صحت داشته باشد—میتواند بهمنزله پایان عملی یک سناریوی شکستخورده جانشینی و اعترافی غیرمستقیم به بنبست این پروژه تلقی شود.
به این ترتیب، پیوند میان شعارهای خیابانی، نفی اجتماعی انتقال موروثی قدرت و گمانهزنیهای اخیر درباره خروج مجتبی خامنهای، تصویری منسجم از فروپاشی تدریجی مشروعیت در بالاترین سطح حاکمیت ترسیم میکند؛ وضعیتی که نشان میدهد بحران حکومت تهران دیگر صرفاً در خیابانها نیست، بلکه به درون بیت رهبری نیز نفوذ کرده است.
مجتبی خامنهای طی دو دهه گذشته، نقشی محوری در کنترل نهادهای امنیتی، سپاه پاسداران، روند جانشینی رهبری و مهار بحرانهای داخلی داشته است. نام او همواره بهعنوان گزینهای بالقوه برای جانشینی علی خامنهای مطرح بوده و خروج احتمالیاش از جغرافیای ایران، آن هم با عنوان «پناهندگی»، میتواند نشانهای از شکاف عمیق در هسته سخت قدرت باشد.
این خبر در شرایطی منشر میشود که همزمان، نشانههای متعددی از بحران در سطوح بالای قدرت حکومت تهران گزارش شده است. بر اساس اظهارات رسمی مقامهای آمریکایی، شماری از مقامهای ارشد حکومت تهران در ماههای اخیر اقدام به خارجکردن سرمایهها و ذخایر طلای مردم جغرافیای ایران را کردهاند.
در همین حال، فشارهای بینالمللی علیه حکومت تهران افزایش یافته و تحریمها و پروندههای حقوقی علیه مقامات امنیتی و نظامی در سطوح مختلف در حال گسترش است. این روند، همزمان با اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ و سرکوب گسترده آن، موجب تضعیف بیش از پیش مشروعیت حکومت تهران شده است.
در چنین فضایی، طرح احتمال خروج فرزند رهبر حکومت ایران از کشور بهعنوان نشانهای جدی از بحران اعتماد و ناپایداری در بالاترین سطح حاکمیت مورد توجه ناظران سیاسی قرار گرفته است.
همزمان، سکوت رسانهها و نهادهای رسمی حکومت تهران در قبال این ادعا، بر ابهامات افزوده و گمانهزنیها درباره تحولات درونی ساختار قدرت را تشدید کرده است.
سکوت رسانههای حکومتی و نهادهای امنیتی حکومت تهران در قبال این پرونده، در کنار سابقه طولانی پنهانکاری در بزنگاههای حساس، بر اهمیت و ابعاد این خبر افزوده است. این سکوت در شرایطی ادامه دارد که تحولات اخیر، نشانههایی روشن از تنش و ناپایداری در ساختار قدرت را آشکار کرده است.
بررسیهای ناظران سیاسی نشان میدهد انتشار این خبر میتواند پیامدهای گستردهای بهدنبال داشته باشد؛ از جمله فروپاشی عملی سناریوی جانشینی موروثی رهبری، تشدید جنگ قدرت در درون سپاه پاسداران و بیت رهبری، و افزایش شتاب خروج مقامات حکومتی شود . این روند همچنین ضربهای جدی به روایت رسمی حکومت تهران درباره «اقتدار، ثبات و انسجام درونی» وارد کرده است.
در مجموع، تحولات اخیر نشان میدهد که ساختار قدرت در حکومت تهران با سطحی بیسابقه از شکنندگی مواجه شده است؛ وضعیتی که در آن حتی نزدیکترین حلقهها به رأس حاکمیت نیز دیگر از حاشیه امن برخوردار نیستند و شکافهای درونی بهطور علنی در حال نمایانشدن است.



