اخباراخبار اهوازاخبار ايران

هدف شلیک قرار دادن «دیاکو محمدی»، نوجوان ۱۷ ساله کورد در اعتراضات قشم

انتشار جزئیات تازه از جان‌باختن دیاکو محمدی و سحر فلاح بار دیگر ابعاد عریان و بی‌پرده سرکوب اعتراضات مردمی در دی‌ماه را آشکار می‌کند؛ سرکوبی که نه بر اساس تفکیک سن، جنسیت یا موقعیت اجتماعی، بلکه با یک منطق ثابت پیش می‌رود: حذف فیزیکی معترض.

دیاکو محمدی، نوجوان ۱۷ ساله کُرد اهل ثلاث‌باباجانی کرمانشاه و ساکن قشم، روز پنج‌شنبه هجدهم دی‌ماه در جریان اعتراضات مردمی در قشم، هدف شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و جان خود را از دست داد. کشته‌شدن یک نوجوان، آن هم با تیر جنگی، نشان‌دهنده استفاده بی‌محابا از خشونت مرگبار علیه معترضانی است که عملاً هیچ تهدید نظامی محسوب نمی‌شوند.

پس از این قتل، خانواده دیاکو نه‌تنها از حق سوگواری آزادانه محروم شدند، بلکه بنا بر گزارش‌ها مجبور شدند سه روز پس از جان‌باختن فرزندشان و با پرداخت مبلغ سنگین یک میلیارد تومان، پیکر او را تحویل بگیرند؛ رویکردی که به‌گفته ناظران حقوق بشری، نوعی مجازات جمعی و ابزار فشار امنیتی علیه خانواده قربانیان به شمار می‌رود.

در سوی دیگر، سحر فلاح، زن ۲۶ ساله اهل تهران و کارشناس شاغل در یک شرکت مهاجرتی، روز جمعه نوزدهم دی‌ماه در فلکه سوم تهرانپارس، هدف گلوله تک‌تیراندازهای مستقر بر بام ادارات قرار گرفت. استفاده از تک‌تیرانداز در فضای شهری، آن هم علیه معترضان غیرمسلح، نشان‌دهنده سطح بالای برنامه‌ریزی و صدور دستور شلیک از سطوح بالای امنیتی است.

وجه مشترک این دو پرونده، فراتر از تفاوت‌های جغرافیایی و فردی، الگوی واحد سرکوب است: شلیک مستقیم، حذف سریع، و سپس اعمال فشار بر خانواده‌ها برای کنترل روایت و جلوگیری از تبدیل قربانیان به نماد اعتراض. این الگو پیش‌تر نیز در خیزش‌های گذشته مشاهده شده و نشان می‌دهد که سرکوب، نه واکنشی مقطعی، بلکه بخشی از یک سیاست تثبیت‌شده حکومتی است.

کشته‌شدن یک نوجوان ۱۷ ساله و یک زن جوان ۲۶ ساله در فاصله زمانی کمتر از ۴۸ ساعت، بار دیگر این واقعیت را برجسته می‌کند که اعتراض در ایران، صرف‌نظر از سن و جنسیت، با خطر مستقیم مرگ مواجه است. دی‌ماه خونین، با ثبت نام‌هایی چون دیاکو محمدی و سحر فلاح، به فهرست بلند قربانیانی افزوده شد که جان خود را نه در میدان جنگ، بلکه در خیابان‌های شهر و به دست نیروهای حکومتی از دست داده‌اند.

این موارد، از نگاه ناظران مستقل، مصداق روشن جنایت علیه بشریت است؛ جنایتی که نه‌تنها عاملان میدانی، بلکه آمران و ساختار صادرکننده دستور شلیک را نیز در بر می‌گیرد و دیر یا زود، در حافظه تاریخی و در پرونده‌های بین‌المللی ثبت خواهد شد.

موضوعات ذات صلة

دکمه بازگشت به بالا