
روایت یک جنایت خاموش علیه زنان معترض
روایتی تکاندهنده از خشونت عریان نیروهای سرکوب، بار دیگر ابعاد پنهان و بیرحمانه برخورد حکومت با شهروندان معترض را آشکار کرده است؛ جایی که یک دختر جوان با شلیک مستقیم گلوله جنگی از بالای یک ساختمان، هدف قرار گرفت و زندگیاش در آستانه نابودی کامل قرار دارد.
بر اساس این گزارش، گلوله به پای این دختر اصابت کرده و استخوان پای او بهطور کامل متلاشی شده است؛ وضعیتی که پزشکان از خطر جدی قطع عضو خبر میدهند. این شلیک نه در میدان درگیری مسلحانه، بلکه در شرایطی انجام شده که نشاندهنده استفاده آگاهانه و هدفمند از سلاح جنگی علیه شهروند غیرمسلح است؛ اقدامی که از منظر حقوق بشر، مصداق آشکار جنایت علیه غیرنظامیان بهشمار میرود.
ابعاد فاجعه اما به جراحت جسمی ختم نمیشود. پدر این دختر، یک بازنشسته سالخورده، تمامی پسانداز عمر خود را صرف درمان فرزندش کرده است؛ آنهم در شرایطی که حتی اجازه بستری شدن کامل به او داده نشده و خانواده مجبور شدهاند بار درمان را در فضایی پر از فشار و تهدید به دوش بکشند.
این دختر، نانآور خانواده بوده است؛ اکنون اما نقشها بهطرز دردناکی وارونه شدهاند. پدری ۹۰ ساله با بیماری قلبی، مسئول مراقبت از دختری شده که قربانی خشونت ساختاری حکومتی است؛ خشونتی که نهتنها بدن، بلکه کرامت انسانی و بنیان اقتصادی خانوادهها را هدف میگیرد.
ناظران حقوق بشری تأکید میکنند که شلیک از ارتفاع، استفاده از گلوله جنگی و محرومسازی عامدانه مجروحان از خدمات درمانی، الگوی تکرارشوندهای در سرکوب اعتراضات مردمی است؛ الگویی که هدف آن، ایجاد رعب، مجازات جمعی و درهمشکستن شبکههای معیشتی خانوادههاست.
این پرونده، تنها یک روایت فردی نیست؛ بلکه نمونهای از سیاستی سیستماتیک است که زنان، معترضان و اقشار آسیبپذیر را به بهای حفظ قدرت، قربانی میکند. زخمی که بر پای این دختر نشسته، تنها یک جراحت فیزیکی نیست؛ نشانی است از جنگی نابرابر که حکومت علیه مردم خود به راه انداخته است.



