
اظهارات تند و کمسابقه صدراعظم آلمان، فریدریش مِرتس، علیه حکومت تهران بار دیگر نشان داد که نگاه اروپا به ساختار قدرت در ایران وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن، دیگر بحث صرفاً بر سر رفتارهای منطقهای یا برنامه هستهای نیست، بلکه اصل مشروعیت سیاسی حکومت تهران زیر سؤال رفته است.
مرتس با تأکید بر اینکه «رژیم ایران تنها از طریق خشونت و ترور محض علیه مردم خود در قدرت مانده»، عملاً روایت رسمی حکومت تهران درباره «پشتیبانی مردمی» را رد کرده و آن را حکومتی معرفی کرده که بقای خود را نه از رضایت اجتماعی، بلکه از سرکوب سیستماتیک میگیرد. این موضعگیری، همراستا با گزارشهای نهادهای حقوق بشری درباره کشتار معترضان، بازداشتهای گسترده و استفاده مداوم از خشونت دولتی علیه شهروندان است.
صدراعظم آلمان همچنین با تصریح اینکه «حکومت تهران هیچ مشروعیتی برای اداره این سرزمین ندارد»، به نقطهای کلیدی اشاره میکند: فروپاشی مشروعیت، پیشدرآمد فروپاشی سیاسی است؛ حتی اگر این روند، به گفته او، هفتهها زمان ببرد. این گزاره حامل پیامی روشن است؛ اروپا دیگر حکومت تهران را یک شریک قابل اصلاح نمیبیند، بلکه آن را ساختاری رو به زوال ارزیابی میکند.
اظهارات مرتس را میتوان نشانهای از تغییر گفتمان رسمی غرب دانست؛ تغییری که از «مهار و مذاکره» به سمت «نامگذاری واقعیت» حرکت کرده است. در این چارچوب، حکومت تهران نه یک دولت عادی، بلکه رژیمی توصیف میشود که بقای آن با خشونت گره خورده و در نتیجه، پایان آن اجتنابناپذیر است.
در مجموع، پیام برلین صریح است: آینده ایران نه در تداوم سرکوب، بلکه در عبور از ساختاری رقم خواهد خورد که مشروعیت خود را از دست داده است. موضعی که میتواند زمینهساز فشارهای سیاسی، دیپلماتیک و حقوقی گستردهتر علیه حکومت تهران در سطح اروپا و فراتر از آن باشد.



