
روایت شاهد عینی از تیرباران معترضان در مسجد توسط حکومت تهران
یک پیام محرمانه که با دشواری فراوان از دل جغرافیای ایران به بیرون درز کرده، پرده از یکی از عریانترین نمونههای خشونت سازمانیافته برمیدارد؛ روایتی مستقیم از صحنهای که نشان میدهد دستگاه سرکوب حکومت تهران نهتنها متوقف نشده، بلکه همچنان با الگوی مشخص «کشتار، صحنهسازی و دروغ» عمل میکند.

فرستنده این پیام، که خود شاهد عینی ماجرا بوده، میگوید نیروهای امنیتی سه تن از نزدیکترین دوستانش را به گوشهای از یک مسجد کشانده و همانجا با شلیک مستقیم گلوله تیرباران کردهاند. به گفته او، آثار خون قربانیان هنوز بر دیوارهای مسجد باقی است؛ نشانهای غیرقابلانکار از قتلی که از فاصله نزدیک و بهصورت عامدانه انجام شده است.
این شاهد تأکید میکند که آتشسوزی مسجد، برخلاف روایتهای رسمی، نه اقدام مردم بلکه بخشی از یک سناریوی از پیشطراحیشده توسط نیروهای امنیتی بوده است؛ سناریویی برای ساختن «بهانه»، تغییر روایت، و نسبتدادن جنایت به معترضان. الگویی که پیشتر نیز بارها تکرار شده است: نخست ایجاد آتش و هرجومرج مصنوعی، سپس شلیک گلوله، و در نهایت تحمیل روایت رسمی بر افکار عمومی.
شایان ذکر است ، اظهارات مقامهای قضایی حکومت تهران درباره «عدم ارفاق» و «برخورد قاطع» را نمیتوان در قالب اجرای قانون یا عدالت تفسیر کرد. این سخنان، بهگفته ناظران، بیش از آنکه هشدار حقوقی باشند، اعلام رسمی تداوم کشتارند؛ چراغ سبزی برای نیروهای مسلح تا با مصونیت کامل، شلیک را ادامه دهند و حقیقت را زیر خاکستر روایتهای امنیتی دفن کنند.
روایت این شاهد عینی، صرفاً یک گزارش فردی نیست؛ بلکه سندی دیگر از آن چیزی است که فعالان حقوق بشر سالهاست بر آن تأکید دارند: آنچه در خیابانها، مساجد و محلهها جریان دارد «برخورد امنیتی» نیست، بلکه قتل سیستماتیک انسانها بهدست یک ساختار سازمانیافته است. پیامی که از دل آتش و گلوله بیرون آمده، هشداری است به جهان تا بداند خشونت حاکم، نه استثنا، بلکه بخشی از یک سیاست مداوم است.



