اخباراخبار ايران

شلیک مرگ‌بار به ابراهیم پوراحمدیان؛ شهروند سقزی در برابر چشمان فرزندش جان باخت

ابراهیم پوراحمدیان، شهروند اهل سقز و ساکن تهران، در روز هجدهم دی‌ماه در جریان اعتراضات مردمی پایتخت، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد؛ حادثه‌ای که بار دیگر ابعاد خشونت عریان دستگاه سرکوب علیه معترضان را آشکار کرد. بنا بر اطلاعات موجود، این شهروند در حالی هدف گلوله قرار گرفت که فرزندش در کنار او حضور داشت و شاهد لحظه جان‌باختن پدر خود بود.

خشونت مستقیم علیه غیرنظامیان

بر اساس گزارش‌های میدانی، نیروهای حکومتی حاضر در محل، بدون هشدار قبلی و با استفاده از سلاح جنگی اقدام به تیراندازی کردند؛ رویکردی که در تضاد آشکار با اصول حقوق بشری و استانداردهای بین‌المللی در برخورد با تجمعات اعتراضی قرار دارد. شلیک به یک شهروند غیرمسلح در حضور کودک، نه‌تنها یک اقدام امنیتی، بلکه مصداق روشن استفاده بی‌رویه از قوه قهریه علیه غیرنظامیان ارزیابی می‌شود.

جان‌باختن ابراهیم پوراحمدیان در متن اعتراضات دی‌ماه، در چارچوب الگویی تکرارشونده قابل تحلیل است؛ الگویی که در آن حکومت تهران، به‌جای پاسخ‌گویی به مطالبات اجتماعی و اقتصادی، از ابزار سرکوب مرگ‌بار برای ایجاد رعب و مهار اعتراضات بهره می‌گیرد. حضور فرزند این شهروند در صحنه حادثه، بُعدی عمیقاً انسانی و روانی به این سرکوب افزوده و پیامدهای آن را فراتر از یک قربانی، به یک نسل منتقل می‌کند.

پوراحمدیان، اگرچه اصالتاً اهل سقز بود، اما در تهران زندگی می‌کرد؛ واقعیتی که نشان می‌دهد اعتراضات و هزینه‌های آن محدود به یک شهر یا منطقه خاص نیست. کشته‌شدن شهروندان از مناطق مختلف جغرافیای ایران در پایتخت، بیانگر ماهیت سراسری نارضایتی‌ها و پیوند خوردن سرنوشت معترضان در نقاط مختلف کشور است.

قتل یک شهروند معترض در برابر چشمان فرزندش، علاوه بر پیامدهای جبران‌ناپذیر انسانی، پرسش‌های جدی حقوقی را نیز مطرح می‌کند؛ از مسئولیت آمران و عاملان شلیک گرفته تا نقش نهادهای قضایی در رسیدگی مستقل به چنین پرونده‌هایی. با این حال، تجربه‌های پیشین نشان می‌دهد که در اغلب موارد، چنین پرونده‌هایی یا مسکوت می‌مانند یا با روایت‌های رسمی و امنیتی تحریف می‌شوند.

نام ابراهیم پوراحمدیان، همچون دیگر جان‌باختگان اعتراضات، به بخشی از حافظه جمعی جامعه معترض تبدیل شده است. این حافظه، اگرچه با سرکوب شکل گرفته، اما در بلندمدت می‌تواند به عاملی برای تداوم مطالبه‌گری و بازتولید اعتراض بدل شود؛ پدیده‌ای که نشان می‌دهد خشونت، لزوماً به خاموشی اعتراضات منجر نخواهد شد.

موضوعات ذات صلة

دکمه بازگشت به بالا