
دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، در واکنشی کمسابقه و صریح به تهدیدات اخیر مقامات حکومت تهران علیه خود، هشدار داد که هرگونه اقدام علیه او با پاسخی ویرانگر از سوی آمریکا مواجه خواهد شد؛ پاسخی که به گفته او میتواند «کل سرزمین ایران» را هدف قرار دهد.
ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره ادامه تهدیدها از سوی رهبران حکومت تهران تأکید کرد: «آنها نباید چنین کاری انجام دهند» و افزود که دستورالعملهای بسیار روشنی در اینباره صادر کرده است. او هشدار داد در صورت وقوع هر اتفاقی، واکنش ایالات متحده بهگونهای خواهد بود که «آنها را از روی زمین محو خواهد کرد».
اظهارات تند ترامپ صرفاً یک واکنش احساسی شخصی نبود، بلکه پیامی چندلایه در چارچوب بازدارندگی راهبردی داشت. اشاره مستقیم او به «هدف قرار گرفتن کل سرزمین ایران» نشان میدهد که تهدید علیه یک مقام ارشد آمریکایی، از نگاه ترامپ، همزمان دو مخاطب دارد: از یکسو پایگاه سیاسی او در داخل ایالات متحده و از سوی دیگر ساختار قدرت حاکم بر حکومت تهران مورد هدف قرار داده است .
تحلیلگران معتقدند این نوع ادبیات، با هدف بالا بردن هزینه محاسباتی هرگونه اقدام تلافیجویانه یا تهدیدآمیز از سوی حکومت تهران بیان میشود؛ بهویژه در فضایی که تنشها میان دو طرف سابقهای طولانی از ترور، تحریم و درگیریهای نیابتی دارد.
چنین اظهاراتی، در صورت تداوم، میتواند به افزایش سطح تنش در منطقه منجر شود؛ منطقهای که پیشاپیش با بحرانهای امنیتی و درگیریهای چندلایه مواجه است. تهدید به نابودی کامل، حتی در قالب بازدارندگی لفظی، خطر سوءمحاسبه و تشدید ناخواسته بحران را افزایش میدهد؛ بهویژه اگر از سوی بازیگران مختلف بهعنوان چراغ سبز برای اقدامات تندتر تعبیر شود.
در عین حال، این موضعگیری نشان میدهد که مسأله تهدیدات حکومت تهران علیه مقامات آمریکایی، همچنان یکی از خطوط قرمز سیاست امنیتی واشنگتن است؛ خط قرمزی که عبور از آن میتواند پیامدهایی فراتر از پاسخهای محدود یا نمادین داشته باشد.
واکنش تند و بیپرده ترامپ، تصویری روشن از سطح بالای تنش و بیاعتمادی میان ایالات متحده و حکومت تهران ارائه میدهد. این اظهارات، اگرچه در قالب هشدار بیان شدهاند، اما بهروشنی نشان میدهند که هرگونه تشدید تهدیدها میتواند به سناریوهایی خطرناک و غیرقابل بازگشت منجر شود؛ سناریوهایی که نهتنها دو طرف، بلکه کل منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.



