
وقتی حکومت تهران با تفنگ حکومت میکند؛اهواز در خط مقدم سیاست ارعاب حکومت تهران
گزارشها و ویدئوهای منتشرشده از شهرهای مختلف جغرافیای ایران نشان میدهد که حکومت تهران بدون اعلام رسمی، عملاً حکومت نظامی را در خیابانها به اجرا گذاشته است؛ وضعیتی که بیش از همه، مناطق معترض و بهحاشیه راندهشده از جمله اهواز را هدف قرار داده است.
در ویدئویی که شامگاه جمعه ۹ ژوئن ۲۰۲۶ از شهر کرج منتشر شده، نیروهای امنیتی با استفاده از بلندگو به شهروندان هشدار میدهند:
«کسی دم پنجره نباشه، برید داخل» و «صف خودتون رو از اغتشاشگرها جدا کنید».
این هشدارها همزمان با شلیک تیرهای هوایی و ایجاد فضای رعب و وحشت در کوچهها و خیابانها همراه بوده است. شاهدان محلی گزارش دادهاند که نیروهای مسلح حتی به سمت افرادی که در پنجره منازل خود حضور داشتند، شلیک کردهاند.
همزمان، گزارشهایی از حضور گسترده نیروهای مسلح در خیابانهای شهسوار (تنکابن) در استان مازندران در تاریخ ۱۱ ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شده است؛ نشانهای دیگر از گسترش الگوی امنیتی–نظامی حکومت تهران در سراسر کشور برای مهار اعتراضات مردمی.
اهواز؛ تجربهای قدیمی از حکومت نظامی خاموش
اگرچه این تصاویر برای بسیاری از شهرهای مرکزی ایران تازگی دارد، اما برای مردم اهواز، چنین صحنههایی سالهاست به یک واقعیت روزمره تبدیل شده است. حکومت تهران مدتهاست که اهواز را به آزمایشگاه سیاستهای امنیتی خود بدل کرده؛ شهری که حضور دائمی نیروهای مسلح، ایستهای بازرسی، سرکوب شبانه، تیراندازیهای بیهشدار و بازداشتهای گسترده، بخشی از زندگی روزمره مردم بومی آن شده است.
در اهواز، حکومت نظامی نیازی به اعلام رسمی ندارد؛ چراکه سرکوب ساختاری و دائمی جایگزین هرگونه قانونمندی شده است. سیاستهای حکومت تهران در این منطقه، نه بر اساس تأمین امنیت شهروندان، بلکه با هدف کنترل جمعیت، خاموشکردن اعتراضات و حذف هرگونه مطالبه هویتی، اقتصادی و اجتماعی اعمال میشود.
سیاست ارعاب؛ پاسخ حکومت تهران به بحران مشروعیت
آنچه امروز در کرج، شهسوار و دیگر شهرها مشاهده میشود، ادامه همان الگویی است که حکومت تهران سالها در اهواز، آغاجاری، قلعهتل و دیگر شهرهای معترض به کار گرفته است:
ایجاد ترس، نظامیکردن فضا و تبدیل شهروندان به «متهمان بالقوه».
افزایش حضور نیروهای مسلح در خیابانها، تهدید مستقیم مردم در مقابل منازلشان و شلیک به فضاهای مسکونی، نشاندهنده بحران عمیق مشروعیت حکومت تهران و ناتوانی آن در مواجهه سیاسی با مطالبات مردمی است. در چنین شرایطی، امنیت نه بهعنوان حق شهروندان، بلکه بهعنوان ابزاری برای سرکوب تعریف میشود.
گسترش حکومت نظامی اعلامنشده در سراسر جغرافیای ایران، هشداری جدی نسبت به ورود تین سرزمین به مرحلهای تازه از سرکوب سازمانیافته است؛ مرحلهای که اهواز سالها پیش آن را تجربه کرده و همچنان بهای سنگین آن را میپردازد. سیاستهای حکومت تهران نشان میدهد که به جای پاسخگویی به بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی، راهحل نهایی خود را در لوله تفنگ جستوجو میکند.
سعیده بندر



