
۹۹ درصد کشتهشدگان بندر رجایی کارگر بودند؛ فاجعهای که حکومت تهران نمیخواهد دیده شود
در حالی که مقامهای رسمی همچنان از ارائه آمار دقیق قربانیان انفجار در بندر شهید رجایی طفره میروند، خانه کارگر هرمزگان پرده از واقعیتی تلخ برداشته است: ۹۹ درصد کشتهشدگان این فاجعه، کارگران بودهاند. این آمار نه فقط ابعاد انسانی حادثه را بهروشنی نشان میدهد، بلکه ناکارآمدی ساختارهای ایمنی، نظارتی و حمایتی حکومت تهران از نیروی کار را بهوضوح آشکار میکند.
کارگران، قربانیان همیشگی بیعدالتی و بیپروایی
به گفتهی دبیر اجرایی خانه کارگر هرمزگان، تاکنون سه کارگر زن جان باختهاند و یک کارگر زن دیگر همچنان مفقود است. همچنین، خانوادههای متعددی همچنان در جستوجوی دختران و پسران خود هستند که در سایتهای مختلف بندر مشغول به کار بودهاند. حضور زنان کارگر در اسکله بندرعباس، نشان میدهد که این فاجعه نه تنها یک حادثه صنعتی، بلکه ضربهای مرگبار به طبقهای فرودست و فراموششده بوده است.
در حالی که خانه کارگر تلاش دارد بخشی از بحران را مدیریت و خانوادهها را اسکان دهد، مقامات حکومتی همچنان بر طبل سانسور میکوبند. هیچ گزارشی از دلایل واقعی انفجار، مسئولان مقصر، یا سازوکار ایمنی ارائه نشده است. آنچه باقی مانده، چشمهای اشکبار خانوادههاییست که عزیزانشان را در زیر آوار طمع، فساد و بیمسئولیتی از دست دادهاند.
وقتی مرگ کارگران، یک عدد خام تلقی میشود
در بسیاری از فجایع صنعتی در جغرافیای ایران، از معدن زمستان یورت تا حوادث پتروشیمیها و حالا بندر شهید رجایی، یک الگو ثابت است: کارگران در خط اول مرگ، و حکومت در خط اول پنهانکاری. انفجار بندرعباس، تکرار دردناکی از این چرخه است که جان انسانها را نه بر اساس منزلت، بلکه بر اساس «موقعیت شغلی» کماهمیت میداند.
حادثه اسکله بندرعباس نه فقط یک انفجار، بلکه نماد یک بحران عمیق اجتماعی و ساختاری در کشور است؛ جایی که کارگر، قربانی اصلی ساختار ناعادلانه و فرسودهایست که نه ایمنی دارد، نه بیمه مؤثر، و نه عدالت.
سؤال کلیدی اینجاست: آیا حکومت تهران حاضر است مسئولیت این خونها را بپذیرد؟ یا بار دیگر، فاجعهای با صورتهای سیاهشده، گواهیهای فوت بینام، و تابوتهای بیصدا به فراموشی سپرده میشود؟



